طرحی از یک زندگی...

سان دی....

يكشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۱۳ ق.ظ
دیشب خواب دیدم کنار یه برکه نشستم که خیلی خیلی قشنگه...هی میخواستم دوربین بردارم و عکس بندازم اما اونقد ننداختم که صبح شد و بیدار شدم...
دلم میخواست همین الان برم خونه مون....
فعلا اینجا بودنم و منتظر بودنم رو دوست ندارم...
این اهنگ هایده یه حس ارزویی تو خودش داره که قشنگه اما منتظر...خیلی منتظر...

  • الی

نظرات  (۲)

دارم این آهنگ هایده رو گوش میدم
ناامیده...
گذشت عمر و به دل عشوه می‌خریم هنوز:
که هست در پی شام سیاه صبح سپید
پاسخ:
من دوست دارم این شعر نا امیدا رو...همین جور گوش میدم و قلبم میسوزه و میسوزه....
من پیدا نکردم این ترانه رو...اگه داری لینک ازش بفرست...مچکرم :)
نه این شعرو هایده نخونده
کسی نخونده
یه شهر از ابتهاجه
اونجا که گفتم دارم این آهنگو گوش میدم، این برمی‌گشت به آهنگ خودت 


نه لب گشایدم از گل، نه دل کشد به نبید
چه بی‌نشاط بهاری که بی‌رخ تو رسید 
گذشت عمر و به دل عشوه می‌خریم هنوز:
که هست در پی شام سیاه صبح سپید

ابتهاج
پاسخ:
اهان...شجریان خونده اهنگ این شعر ابتهاج رو فکر کنم...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">