طرحی از یک زندگی...

سفید و سیاه...

دوشنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۳۰ ق.ظ
1. دیشب داشتم با مادرم و علی اسکایپ میکردم...مامانم گفت علی بیا داییت برات قصه بگه....
دوید اومد گفت دایی برام قصه ی گرگ رو بگو....براش یه قصه پند اموز از خود ساختم و پرداختم و تعریف کردم...
گفت حالا قصه ی پلنگ رو بگو...باز براش قصه ی یه پلنگ مهربون رو گفتم...
گفت حالا قصه ی پرنده رو بگو...براش یه قصه از یه پرنده گفتم..
بعد گفت حالا قصه ی علی کوچولو رو بگو....گفتم یه روز یه علی کوچولویی بوده یه دایی الامپی داشته....داییش با هواپیما اومده براش کلی اسبابا بازی اورده...بعد علی کوچولو هم رفته برای داداش ارغوانش یه عروسک خریده....
گفت نه دایی! علی کوچولو عروسک رو برای خودش میخواد...نمیده به داداشش!!!

2. تو به حرف من گوش میکنی....تو نگران منی...تو سراپا گوشی که بشنوی چرا من از همکار بودن با زن ها خوشم نمیاد....تو سراپا گوشی که بدونی من چه حسی نسبت به این شهر دارم...تو سراپا گوشی که بدونی هم اتاقیای من اهل کجان....تو برای حرف زدن با من به ساعتت نگاه نمیکنی...خط و نشون نمیکشی که وقتت تنگه....تو زندگ میزنی این ور و اون ور که پیگیر مشکلات من باشی....تو سریع سرچ میکنی که ببینی اینایی که دور و بر من هستن میتونن کمکی بکنن به من یا نه....اما خودت حاضر نیستی یه ذره از بار این استیصال رو کم کنی....تو کی هستی این وسط؟

پ.ن. من تنها خاله ی علی هستم و چون خیلی وقتا پیشش نبودم برای همین عادت کرده به من و برادرام با هم میگه دایی..
  • الی

نظرات  (۷)

1. چقدر باحاله این بچه آخه :)))


پاسخ:
الکی نیست که ما رو اسیر خودش کرده... :)
سلام..کلی منتظر بودم که امروز برسه و من زودتر از همه و پیشاپیش تولدت رو تبریک بگم:)
الی عزیزم، از راه دور اما با یک دنیا احساس دوستانه و خالصانه، تولدت رو پیشاپیش تبریک میگم...
از خدا میخوام همیشه ی همیشه ،خوشبختی و آرامش و عشق و سلامتی و موفقیت در زندگیت جریان داشته باشه...
این شعر دوست داشتنی از قیصر امین پور هم تقدیم به شما:

ای عشق
از آتش اصل و نسب داری
از تیره ی دودی و از دودمان باد
آب، از تو طوفان شد
خاک، از تو خاکستر
از بوی تو آتش
در جان باد افتاد
هر قصر بی شیرین
چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد
کاهی به دست باد
هفتاد پشت ما
از نسل غم بودند
ارث پدر ما را،
اندوه مادرزاد
از خاک ما در باد،
بوی تو می آید
تنها تو می مانی
ما می رویم از یاد...

پاسخ:
نرگس هی فک میکردم یعنی نرگس امسالم یادش هست یا نه....
خیلی مهربونی و من قدر مهربونیتو میدونم عزیزم...
خیلی مچکرم :))))
حالا خودتم بیا تولدت رو به من بگو...من خجالت میکشم که اینقدر ذهنم از شاخه به شاخه میپره که بعضی چیزا یادم میره...
شما به خاله هم میگین دایی؟ تو دایی علی‌ای؟ 
[گیج می‌زنم!]
+ یه ساعت تا افطار
پاسخ:
بذار  یه پی نوشت بذارم همه رو راحت کنم...
خسیس😂
پاسخ:
چرا؟ :-)
مگه میشه یادم بره؟:)
فقط میخواستم با تمام احساسم کاری بکنم که خوشحال شی...و خداروشکر اگه تونستم خوشحالت کنم:) و اینکه اصلا در برابر مهربانی ها و احساسات با ارزشت من کاری نکردم..

+ تولد من15 شهریور. الکی مثلا دختر تابستانم:)))
پاسخ:
مهربون من :)
اوخی...من دوست شهریوری فقط یه دونه داشتم..اونم خیلی دختر خوبیه...
آخه تو ماه رمضونم توولده دیگه بعد از افطار ما اشتهایی برای کیک نداریم بگو حالا کی تو رو مهمون کرد؟! :D
 من هم با 2روز تاخیر بهت تبریک میگم و امیدوارم از اینکه یک سال بزرگتر شدی حس خوبی داشته باشی و همیشه سلامت باشی و از همه مهمتر عاقبت به خبر بشی
پاسخ:
تاخیر نداری...تولدم امروزه...بقیه رفتن پیشواز...
مرسی عزیزم :)
جدیییییییییییییییی؟ یعنی همین 10خرداده ؟!چه خوووب وقتی خوندم میدونی قیافم چه شکلی بود دستم زیر چونم بود و خب چشام گرد و جفت ابروهام پریدن هوا عین این شکلک بچه تو تلگرام که کیفور میشه
پاسخ:
:))))
لطف داری عزیزم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">