طرحی از یک زندگی...

تجربه...

يكشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۴۷ ق.ظ
یه نفر گفته بود این رو یادتون باشه، که تو تمام اتفاقایی که میفته و تمام مسیر زندگی و سر و کار داشتن با ادمای خوب و بد، شما یه سهمی دارید....
یعنی اگه یه ادم شیاد میتونه سر شما رو کلاه بذاره و کل مال و اموال شما رو برمیداره و میره، اون گام آخر شما بودید که باور کردید و تن دادید به حرفاش...
اگه یه پسری میاد به یه دختری میگه عاشقشه و بعد هر جور که میخواد دختره رو اذیت میکنه و زندگیش رو تباه میکنه، یه گام اخری هست که اون دختره باور کرده و تن سپرده به اون راه...
اگه یه زنی میاد اشیونه ی زندگی یه مردی رو می ریزه به هم و میذاره میره، یه گامی هست که اون مرده تن داده به لذت شروع یه هیجان و تجربه ی جدید....
گفته بود ما نمیتونیم دنیا رو عوض کنیم اما میتونیم مواظب اون گام اخری که سهم ماست، باشیم...
میتونیم نذاریم اون گام اخر که سهم ماست رخ بده...
که اگر رخ داد، باید بدونیم که ما هم در حد خودمون خطاکاریم اگر که قلبمون یا زندگیمون ویرانه شده....
و برای بار هزارم، به خودم میگم، اگر که تو پر از آرزو و احتیاج و حرص و ولع نباشی، اگر که تو آروم و قانع باشی، اگر که تو صبور و عاقل باشی، کمتر میدوی، کمتر رنج میکشی، کمتر میتونن که ازارت بدن...کمتر آدمای دیگه رو اذیت میکنی تو اون لحظه ای که اون قدر بی قرار ارزوهات هستی که حواست به حق آدمای دیگه و دلشون نیست اصلا...
اروم ارزو کن....عاقلانه ارزو کن...اروم منتظر بمون....
مغرور باش تو دنیایی که تا همین جاش مهم ترین چیزی که فهمیدی اینه که آدما خیلی کوچیک تر و نسنجیده تر و خود خواه تر از اونن که فکر میکنی...

  • الی

نظرات  (۵)

  • زینـب خــآنم
  • این آروم ُ بودن ُ رضایت داشتن از زندگی خیلی مهمه ، اصن بنظر من ی رمز خوشبختیه
    اون قدم آخر خیلی ترسناکه بنظرم ، چون خیلی وقتا ما واقعا کارایی ک میکنم اونقدر با فکر ُ تامل نـیست ، خیلی وقتا متوجه نیستیم
    و من از این میترسم ک یکی دیگ رو آزار بدم ناخواسته
    پاسخ:
    آدما باید هی خودشون رو از بیرون نگاه کنن، سعی کنن هر چی رو که تو حرف و رفتارشون محتمل هست که کسی رو ازار بده رو حذف کنن. کلا باید محتاط و مراقب تر باشیم.
    انگار این پست رو خطاب به من نوشته بودی...
    با اجازه رفت توی پیوندهام ؛)
    پاسخ:
    خواهش میکنم...
     این که ما در هراتفاقی تو زندگیمون میفته سهمی داریم قبول دارم این که باید محتاط باشیم قبول دارم این که باید برای آرزوهامون صبور باشیم قبول دارم 
    این که باید مغرور باشیم هم قبول دارم ولی غروری که خودمون رو ارزشمند بدونیم و برای خودمون ارزش قائل باشیم که خیلی هم قشنگه.ولی اصلا بادوخط اخرت موافق نیستم..این که آدم هاکوچیک ترو نسنجیده تر هستن از اونی که می بینیم...
    این دید نگاه از بالا به آدم هارو اصلا دوست ندارم...من دلم دنیائی می خواد که همه باهم دوست باشن...وقتی به آسمون نگاه می کنم که مرز نداره برای همه یکیه از مرزبندی های زمین بدم میاد...
    پاسخ:
    منظورم این بود که اکثریت آدما بخیل شدن در حق هم، بی توجه شدن، هر جوری که دلشون میخواد حرف میزنن و رفتار میکنن اما بازم ما باید مستقل و مغرور و خوب باشیم. چی کار کنم خوب؟ در این مقطع از زندگی من به این نتیجه رسیدم و دست خودم هم نیست.
    قبول دارم ...فقط بانگاه کوچیک دیدن آدما موافق نیستم...

    پاسخ:
    نه. من هم اصلا معتقد به این نیستم چون هر ادم یه قصه ی تازه است و نمیشه از قبل همه رو ریز دید یا اصلا هیچ کسی رو نمیشه ریز دید. چون به هر جهت خود ما هم جز همین ادمای ضعیفیم...
    با اون یه نفری که اینو گفته موافقم
    پاسخ:
    ما هم موافقیم هر چند گاهی توهم شیرین تر از پذیرش واقعیت است و چنین است که ادم ها تن میدهند به باوری در ذهنشان و وهمی در واقعیت...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">