طرحی از یک زندگی...

امشب...

پنجشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۰۹:۴۷ ب.ظ

من امشب دختر غمگینی هستم که برای اولین بار بازی روی گوشیش نصب کرده و ساعتها نشسته به بازی...

دختر غمگینی که نمیدونه خوشبخته یا نه؟

دختر غمگینی که نمیدونه عشق توی قلبش هست یا نه؟

موفق هست یا نه؟

زیر پاش مهم هست یا نه؟

تو روابط اجتماعیش موفق هست یا نه؟

دختر غمگینی که اینقدر دور بوده و اینقدر محکم به نظر رسیده که روزهاست مادرش بهش زنگ نزده....

دختری که توی این روزای بهار هیچ حس درس خوندن نداره...به خودش میگه بیش از ۲۰ سال درس و کارت در صدر افکار و دغدغه هات بود...حالا بذار چهار روزم اصلا کار نکنی...فرقی هم میکنه مگه؟


پ.ن. توی این هیاهوی دنیا...توی این شلوغی که کسی کسی رو نیمشناسه...توی این بساط قمر در عقرب که دیگه مرز بین عاقل و مجنون معلوم نیست....میشه تو به یاد من باشی؟ میشه تو نگران حال من باشی؟ میشه تو باشی که نتونی جای منو با چیزی از خلق الله پر کنی؟



  • الی

نظرات  (۱)

ناراحت نباشید دیگه 🌹💖
خودتون به مامانتون زنگ بزنید💖
پاسخ:
ایشالله :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">