طرحی از یک زندگی...

انه...روزهای تعطیلاتت چگونه گذشت؟

شنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۷، ۰۶:۰۳ ب.ظ

خیلی وقت بود تنهایی بیرون نرفته بودم...

یا حداقل جاهایی که قبلا زیاد میرفتم نرفته بودم...

در این تعطیلات که کمی بیرون رفتم به نیت خودم و مادر خواهرم سه تا دامن خریدم....

برخلاف ایران که دامن زیاد تنوع و کاربردی نداره و بیشتر دامنای راحتی و رنگی رنگی و تایلندی و نخی هست....اینجا و قاعدتا کشورهایی که زنها پوشش بازتری دارن دامن پوشیدن برای زنها خیلی مرسوم و حتی شاید واجبه....یعنی نماد زن بودن اینه که بین لباسهات بیشتر از شلوار دامن داشته باشی....

و چنین است که من مثل کلاغ که چیز براق میبینه از این همه تنوع دامن سیر نمیشم....چرم و جیر و کلوش و راسته و زمستونی و تابستونی....بلند و کتاه....حریر و نخی و توری و براق و ساتن و چروک و صاف....

اخرش یه روز تو بی پولی و گشنگی باید دامن بخورم....

  • الی

نظرات  (۲)

  • 🦉 شباهنگ
  • جز دامن پلیسهٔ چهار پنج سالگیم، دامن دیگه‌ای ندارم و جز اون موقع، هیچ وقت دامن نپوشیدم. باید تجربهٔ هیجان‌انگیزی باشه :)))
    چرا چرا یه دامن جز اون پلیسه دارم. یه دامن دارم از ترکیه یا سوریهٔ ۱۵ سال پیش سوغاتی اومده برام. ولی حتی یک بار هم نپوشیدمش.
    پاسخ:
    اصلا من هرگز دامن نمیپوشیدم....اما اینجا اینقد همه دخترا و زنا چه تو دانشگاه چه بیرون دامن میپوشن که منم افتادم تو خط دامن....هزار جور دامن رسمی و راحتی و خوشگل...
    منم دامن ندارم :(
    پاسخ:
    هر وقت لازم بشه ناخوداگاه میخری....

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">