طرحی از یک زندگی...

حال....

جمعه, ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۳۱ ب.ظ
همیشه مادرم به سبک باباش یه سری شعر قدیمی و محلی زیر لب زمزمه میکرد....
من همیشه مسخره اش میکردم...
شعرا خیلی عامیانه و قدیمی بودن....
من همیشه اون شعرا رو مسخره میکردم...
امشب این منم که داره زار زار گریه میکنه...
چون امشب زندگی من خودش تو یه بیت از همون شعرا جا میشه....

  • الی

نظرات  (۲)

  • من پدرت هستم.
  • شعر دختر عمو پسر عمو
    پاسخ:
    یادم نیست همونه یا نه....
    یه تیکه یار نادون داشت توش....
    قوی باش.
    پاسخ:
    ...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">