طرحی از یک زندگی...

خاکستری....

چهارشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۵۰ ق.ظ

امروز حال خوبی ندارم...

میخوام منفی بنویسم...

اگه نمیخواید نخونید...

وقتی قصه ها زیاد طول میکشن...یا وقتی شبیه قصه های نیم بند میشن...دیگه حوصله سر بر میشن...

من همون قصه ی طولانی و حوصله سر برم...

من همون قصه ی نصفه نیمه ام...

من سردمه بس نه درست خانوادمو دارم نه دوستامو دارم نه سرزمینی دارم نه خونه ی امنی دارم نه یار و همدمی نه راهنمایی نه مرادی نه مرشدی....

من همون افتابگردونم که خورشیدش گم شده....

  • الی

نظرات  (۲)

وقتی یک دانه ی گیاه میکاری،

هزاران هزار دانه میشود، همه اش برای تو.

وقتی یک گل به کسی میدهی، هزاران هزار گل از دیگران میگیری؟

می دانی عزیز ،

تو روی گنج داری زندگی میکنی و امیدوارم این را بدانی.

  • خانم فـــــ
  • بیا تو بغلم الی:(
    پاسخ:
    آغوشتو برام باز کن فریال :(

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">