طرحی از یک زندگی...

حال...

دوشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ۰۵:۳۳ ب.ظ

انگار هنوز ریکاور نشدم....

بیشتر ساعتای روز سردرد دارم و سرگیجه...

چشمام مثل دو تا میوه ی پلاسیده توی حدقه وول وول میخورن...یا نه حتی وول وول هم نمیخورن...خسته ان....

هوا خیلی سرده....

امشب عصبانی ام...

یعنی از ظهر عصبانی ام....

ازینکه نمیفهمم تو کله آدمای اطرافم چی میگذره و باید تو چه فاصله ای قرارشون بدم کلافه میشم....

برای همین با خودم لج کردم....

خورشت کرفسم رو خوردم و ظرف میوه ام روی میزه....

فیلم رگ خواب رو گذاشتم که بیشتر رنج بکشم....

که حالم بد بشه و عوق بزنم....

شاید خارج شه این سم کوفتی...


  • الی

نظرات  (۳)

  • خانم فـــــ
  • وای رگ خواب نبین خیلی بده:(
    پاسخ:
    دیدمش...مثل زهر مار سر کشیدم....
    ولی این بار توجهم به حرفایی که با گربه زد و حرفای صحنه اخرش جلب شد...
    فیلم سر به مهر هم ببین اگه خواستی...لیلا حاتمیه اما به تلخی این نیست و خوش عاقبته...
    بی تفاوت بودن هم چیز خوبیه ، اینجور موارد جواب می‌ده.😐
    پاسخ:
    یه وقتایی باید سر ریز کنه آدم تا سبک شه...
    یه راهی باید پیدا کنه وگرنه نمیشه بی تفاوت بود...
  • 🦉 شباهنگ
  • پیشنهاد من یه آهنگ از اندی (مثلا پریا) و حرکات موزونه :دی
    پاسخ:
    چشم...
    بندری پلی کردم الان :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">