طرحی از یک زندگی...

پل....

چهارشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۵۵ ب.ظ

تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط...................باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط

عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم، عبث.............ساختم جان را فدای او غلط کردم، غلط

دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم، خطا...............سوختم خود را برای او غلط کردم، غلط

اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود، بد...........جان که دادم در هوای او غلط کردم، غلط

همچو وحشی رفت جانم در هوایش حیف، حیف......خو گرفتم با جفای او غلط کردم ، غلط


در همین لحظه شاعر طرف رو میبینه و میگه:

فدای چشمات بشم وقتی نیگات با منه....

  • الی

نظرات  (۱)

یادته یه بار تو همین کامنت ها راجع به عشق و زندگی واقعی صحبت کردیم و گفتیم که اینا تو زندگی واقعی نیست؟

بی تابی و بی قراری بیا ببینمت تا همه دردهام معجزه وار خوب شه تو زندگی واقعی نیست

ولی به جاش آرامش هست!! عجیب آرامش هست... از مدت کوتاهی بعد از عقد میاد و بی تابی ها و عشق ویرانگر رو درمان می کنه

یه چیز آرومی به آدم میده.. که اینقدر آرومه که باید حواست باشه که از دستش ندی.

این شعره که اینجا نوشتی زندگی واقعیه
همون طوری که به طرف می گی چه خری بودم که عاشق تو شدم
جمله آخر رو هم میگی

پاسخ:
اره....دیگه دوره این رویابافیها گذشته... 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">