طرحی از یک زندگی...

از حسین منزوی....

دوشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۷، ۰۱:۵۳ ب.ظ

لبت صریح ترین آیه ی شکوفایی است

و چشم هایت شعر سیاه گویایی است

چه چیز داری با خویشتن که دیدارت

چو قله های مه آلود محو و رویایی است

چگونه وصف کنم هیات غریب تو را

که در کمال ظرافت کمال والایی است

تو از معابد مشرق زمین عظیم تری

کنون شکوه تو و بهت من تماشایی است

در آسمانه ی دریای دیدگان تو شرم

گشوده بال تر از مرغکان دریایی است

شمیم وحشی گیسوی کولی ات نازم

که خوابناک تر از عطرهای صحرایی است

مجال بوسه به لب های خویشتن بدهیم

که این بلیغ ترین مبحث شناسایی است

 

نمی شود به فراموشی ات سپرد و گذشت

چنین که یاد تو زودآشنا و هرجایی است

تو -باری- اینک از اوج  بی نیازی خود

که چون غریبی من مبهم و معمایی است

پناه غربت غمناک دست هایی باشن

که دردناک ترین ساقه های تنهایی است

  • الی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">