طرحی از یک زندگی...

کوه تجربه...

سه شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۷، ۰۱:۴۹ ب.ظ

1. تو خودتم خبر نداری...یه شب که من حالم اصلا خوب نبود....یعنی یه مدت بود که حالم اصلا خوب نبود...تو یه کاری کردی که دل من شکست...خیلی بدجور شکست....هنوزم ازون شب به بعد هر بار که سجاه دوست داشتنیمو باز میکنم میبینم یه ذره غم ازون شب توش مونده....هرگز هرگز من اونقدر محزون و دردناک نماز نخونده بودم....اون شب تا صبح بیدار موندم...همون روزا به خودم قول دادم اگه یه روز دوباره دم از دوستی زدی بشم بدترین ادم دنیا....یه جوری غرورت رو بشکنم که تا همیشه یادت بمونه....

حالا شاید وقتش داره نزدیک میشه....


2. من عجولم تو صبوری....و این مشکل کوچیکی نیست....

  • الی

نظرات  (۴)

یه همچین تجربه‌ای منم دارم، ولی بنظرم به وقتش بهش بگو چه کرده، ولی تلافی نکن... 
پاسخ:
سعی میکنم کنترل کنم خودمو....شاید صریح گفتن هم زیاد اثر جالبی نداشته باشه...
خدا سلامتی و آرامش بده به همه مون
پاسخ:
آمین...
شکستن غرور یکی کار سختی هست.
شاید بی اعتنایی بهتر باشه ها!؟
پاسخ:
بی اعتنایی که نه...اگه گذرمون به هم بیفته اون وقت لازمه حد و مرزها رو معلوم کنیم....
  • آشنای بی نشان
  • منم آدم عجولیم و این مشکل کوچکی نیست
    پاسخ:
    بلی...باعث رنج است و به کم قانع شدن...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">