طرحی از یک زندگی...

زندگی...

چهارشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۵۲ ب.ظ

۱. فهمیدم که چیزی که باعث میشه ساعتها با یکی حرف بزنی و حوصله ات سر نره اینه که 

اولا اون آدم باهوش باشه و تحلیل های خاص خودش رو داشته باشه و کلا به مسایل فکر کرده باشه...

دوما آدم ماست و خیلی منعطف و کاملا شنونده ای نباشه...

سوما آدم غد و خود خدا پنداری هم نباشه....

چهارما آدم غمگین یا الکی خوشحالی نباشه....روی سطحی از منطق حرکت کنه...

پنجما ادم تمیز و مرتبی باشه...توی اداب و ظاهر و نظم ذهنی و ازین دست...

ششما راه زندگیش یه شباهتایی به تو داشته باشه که موضوع مشترک برای بحث بشه باهاش پیدا کرد....

هفتما ادم کاملا منطقی و خشکی نباشه و بشه لابلای بحث باهاش خندید و از جاده خارج شد وگرنه مثل نشستن توی کلاس فلسفه خواب اور میشه هر چند هم که ارزشمند باشه بحثاش....


۲. به هر آدمی که نزدیک میشم بیش از همیشه این شعر توی ذهنم تکرار میشه که "منو از دور تماشا کن....من از نزدیک غمگینم..."


۳. نمیدونم خوبه که آدمای زندگیم رو از دید دیگران ببینم یا نه.... مثلا اون دختره که خشنه یا اون اقاهه که شبیه شهیداست یا اون اقاهه که باهوشه یا فلانی که باحاله یعنی همون اشناهای منن؟ چرا من این ویژگیا رو توشون ندیده بودم پس؟

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۲۸
الی

نظرات  (۱)

خیلی سخت می‌گیرین.
آدما کامل نیستن.

پاسخ:
خوب من حالت خیلی ایده ال رو مینویسم....منظورم این نیست که باید همش به واقعیت تبدیل شه....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">