طرحی از یک زندگی...

لحظه...

دوشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۷، ۰۴:۲۵ ب.ظ

0. هم ازمایشگاهیم غذاشو از رستوران هندی میخره و میاد پشت میزش میخوره...صدای دهنش....ملچ مولوچ...صدای جویدن قاشق...صدای کشیدن قاشق به ته ظرف....حالا هم صدای اجیل خوردن عصرونه....

نمیدونه من از شنیدن صدای ملچ مولوچ خون جلوی چشمامو میگیره....


1. چرا اینقدر اینستاگرام بعضیا قشنگه...چرا اینقدر زنها و مردهای اینستاگرام خوشگلن....به خصوص خیلی از زنهاش مثل گلن بس که قشنگن (پلنگا نه...زنهای معمولی و عاقل)....چرا اینقدر خونه هاشون قشنگه...لباساشون...بچه هاشون...

مگه داریم این همه قشنگی؟ 

پس خونه ی قشنگ و گل گلی من کو؟ چرا سهم من همیشه یه دونه اتاق موقتیه؟


2. سر راهت که داری میای برام گل بخر...ازونا که شبیه رز هستن اما رز نیستن....سفید...بنفش...سفید-صورتی...

  • الی

نظرات  (۳)

یه تذکر بهش بده
افاقه نکرد ظرف غدا رو با محتویاتش بکوب تو صورتش:)) بی تاثیر نیست.
پاسخ:
:)))
من تذکر دادن برام سخته...
تذکر بدین. البته این کارو بابد همون اول می‌کردین.یه چیزی می‌گن جنگ اول به از صلح آخر
اینجوری خودتون راحت میشین.
راستی چی آزمایش می‌کنین تو آزمایشگا؟😯
پاسخ:
بمب اتم میسازیم تو ازمایشگاه...خیلی خفنیم....
هممم :|  :| :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">