طرحی از یک زندگی...

یوگی و دوستان....

شنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۷، ۰۷:۴۹ ب.ظ

۰. با جمعی از دهه شصتی و هفتادیها دور هم بودیم....خوب دهه هفتادیها جوان تر و خام تر و بی تجربه تر و پر انرژی تر بودند....یک جایی وسط پانتومیم من گفتم بچه ها زودتر یه کلمه دربیارید که بازی کنیم....بعد که باز دیدم حواسشون نیست گفتم بچه ها خوب زود در بیارید دیگه!!! پسره دهه هفتادی گفت باشه ما الان در میاریم!! بعدم چند تایی همدیگه رو نگاه کردن و ریز خندیدن....

منم گفتم من متوجه شیطنتتون شدم... کلمه رو پیدا کنید جای این حرفا....

خدا به خیر کنه با این نسل شیطون و بچه....


۱. چی شد که به اینجا رسیدیم که یه هم وطنی بی روسری هست اینجا اما تو جمع ایرانیها با روسری میاد که مبادا به استخدام اینده اش اسیبی وارد شه...اون یکی بی روسری میاد اما میگه تو هیچ عکسی نباشم و هر وقت میخواید عکس بگیرید باید قبلش بگید....اون یکی یه شال همراهشه که بدونه کی بپوشه و کی از سرش در بیاره....اون یکی دو تا اکانت تلگرام داره که یکیش برای ایرانه که عکس پروفایل با روسریه و یکیش برای دوستای خارجیشه که عکسش بی روسریه....

کی گفت با همچین اجباری حرمت حجاب رعایت میشه و جامعه یک دست میشه؟ کسی میفهمه چه گندابی ساخته شده از چیزی که قرار بود مثلا ارزشمند و محترم باشه اما دیگه نیست و پافشاری هم هیچ فایده ای نداره.....


۲. از صبح با دوستان دور هم بودیم....

شب شده بود....ماه شب چهارده ان قدر زیبا بود که نمیتوانستم چشمم را بردارم....

از صبح خیلی حرف زده بودیم و دلم کمی تنها بودن و نگاه کردن به زیبایی شب را میخواست...

دور شدم و یه گوشه ی ساکت زیر یک درخت در تاریکی شب نشستم و چشم به ماه دوختم.....

مگر میشود این همه زیبایی و سکوت و ارامش....

وقتی برگشتم یکی از دخترها که دانشجوی روانشناسی هست ارام گفت تو خیلی درونگرا شده ای و هر روز هم داری به درونگرا شدنت دامن میزنی....

عکس گرفتنت از ماه هم نشان از غم و تنهایی دارد....این همه توجه به طبیعت هم نشان خوبی نیست....

بعدتر داشتیم در مورد ازدواج و ... حرف میزدیم....گفت هر کسی که به استانه ی سی سالگی نزدیک بشود و تمام تلاشش را برای سریع تر ازدواج کردن نکند یعنی کمر بسته که تمام عمر تنها باشد....زیر لب گفتم مگر من دوست دارم با مردی زندگی کنم که تنها برای اینکه ازدواجی داشته باشد مرا انتخاب کرده که خودم بروم با کس دیگری این کار را بکنم.....

بعد با خودم فکر کردم که کجای راه را اشتباه رفته ام که کسی به خودش اجازه میدهد اینقدر قاطعانه نظرات اشتباهش را در مورد راه و روش زندگی من بدهد؟


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۰۳
الی

نظرات  (۲)

به منم از این حرفا زیاد می زنن برای دیرشدن ازدواجم :)
پاسخ:
کلا حرف زیاده...
چه دوگانگی بدی.

پاسخ:
چه بسیار شده این دوگانگیهای ناپسند...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">