طرحی از یک زندگی...

آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش....

يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۰۵ ق.ظ

وقتی نوجوون بودیم با خواهرم رفتیم دو تا دفتر خاطرات قشنگ خریدیم....خیلی قشنگ....البته این ایده های قشنگ همیشه مال خواهرم بود و منم پشت سرش راه میفتادم به تقلید شاید....

همون تابستون هم خواهرم از کتابخونه عمومی شهر کتاب شهریار و فریدون مشیری گرفته بود...منم کتابای محمدعلی جمالزاده و جلال ال احمد رو....

اون تابستون تا توانی در دستم بود شعر شهریار و فریدون خوندم و توی دفترم نوشتم....هم تمرین ادبیات بود و هم تمرین خط....

این شعرو صد ها بار خوندم شاید.....صدها بار وقتی که توی تپه های سر سبز روستای اجدادی توی خلوت خودم روی اون تخته سنگ بزرگ مینشستم....وقتی باد میومد و توی چمن دراز میکشیدم....وقتی کنار بوته های نسترن وحشی مست میشدم از بوی نسیمی که بوی گون و درمنه با خودش به ارمغان میاورد تا روح آدمی رو خلع سلاح کنه تماما.....


همه میپرسند
چیست در زمزمه مبهم آب
چیست در همهمه دلکش برگ
چیست در بازی آن ابر سپید
رو...
ی این آبی آرام بلند
...که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال
چیست در خلوت خاموش کبوترها
چیست در کوشش بی حاصل موج
چیست در خنده جام
که تو چندین ساعت
مات و مبهوت به آن می نگری
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
نه به این خلوت خاموش کبوترها
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
من به این جمله نمی اندیشم
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
نبض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت
همه جا
من به هر حال که باشم به تو میاندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان
تو بیا
تو بمان با من تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند
اینک این من که به پای تو درافتاده ام باز
ریسمانی کن از آن موی دراز
تو بگیر
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش

 

پ.ن. اینم قشنگه....و جدید...

من ضربه میخورم ولى حقمه شکسته هامو نمیخواد جم کنى ! جورى تعصب داشتم روى تو باور نمیکردم حراجم کنى ...

  • الی

نظرات  (۱)

تک و تنها ب تو می اندیشم...
همه جا:)
همه وقت:)

چ شیرین
پاسخ:
خیلی....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">