طرحی از یک زندگی...

وین راهِ بی نهایت...

چهارشنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۳۷ ب.ظ

اگه یه چاقو هزار بار دست ادمو ببره، بار هزارم هم مثل بار اول درد داره. درد لوث نمیشه که...تکراری نمیشه که...تغییر ماهیت نمیده که....

من میترسم...

از قاطعیت و جدیت زندگی...

همون لحظه که زیرِ تیغم و اماده ی شمشیر کشیدن به رویِ دیگری...وقتی که بخشی از بزرگ شدن ادمِ دیگری با شمشیرِ توی دست من رقم میخوره....وقتی که زیرِ تیغم منتظر برای زخم خوردن...برای شاید بزرگ شدن و یا حداقل برای دست کشیدن از ارزومندی های مصرانه و بی انتها...

دست شستن...بی ارزو شدن...فراموش کردن....چرا نصیب نشده بعد از هزار ضربه....

چه تاوانی باید داد برای ختمِ این امید واهی....

  • الی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">