طرحی از یک زندگی...

در گذرِ ایام....

سه شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۴۷ ب.ظ
۳. کاش خیالشون از بابت تو راحت باشه....خیال هر کس که حس مسئولیت یا محبت نسبت بهت داره.....

۲. یه قورمه سبزی پختم که وقتی در زودپز رو باز کردم...الله الله....به یاد قدیما که مامانم قورمه سبزی رو همیشه با یه چیزی شبیه رشته پلو یا ماکارونی پلو میپخت ماکارونی پلو پختم با ته دیگ هویج.....برگشتم به گذشته....نصفه نیمه.....

۱. زیر قابلمه ها روشن بود و من وضو گرفته اماده ی نماز که عضو هفتم خانواده زنگ زد....خیلی خوشحال شدم....گفتم بذار روسری سر کنم الان گوشیو برمیدارم....گفتم میخوای بهت نشون بدم واحدمونو؟ گوشی رو گرفتم دستم و کل اتاق و هال و اشپزخونه و ...رو نشون دادم....طرز کارکرد اجاق گاز...چراغ....مدل پنجره ی هال.....چه خوبه که یه آدم با سر ذوق بودن و کنجکاو بودنش آدم رو برای تعریف همه چیز سر ذوق میاره....

۰. از الان...روزا رو میشمرم تا برگردی....



  • الی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">