طرحی از یک زندگی...

عصرِ یکشنبه....

يكشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۴۰ ب.ظ

بیکاری غروب یکشنبه افتاده به جونم که بیام یه سری خزعبلات اینجا بنویسم....

اما حقیقت اینه که اونقدری هم مهم نیست که بنویسم...

داشتم تو یوتیوب دنبال قست جدید اون فیلم خزه میگشتم که نبود...گفتم عوضش برم دنبال فیلم در پناه تو....

یه جایی عموی رامین بهش میگه تو مسئولی در برابر دلی که با خودت محرمش کردی....

منظورش اینه که اینقدر بهش نزدیک شدی که تو رو باور کرده به عنوان دوست و همدم....

من گیجم که اول مرغ بود بعد تخم مرغ اومد یا از تخم مرغ بود که اولین مرغ به وجود اومد....


  • الی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">