طرحی از یک زندگی...

عجایب....

جمعه, ۵ مرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۲۰ ب.ظ

۱. هنوزم توی تلویزیون فیلمایی میسازن که دختر بدا مانتو شلوار مقنعه سرشونه و با پسرا تو دانشگاه حرف میزنن....

دختر خوبا چادری ان و میگن اقاجون....

پسر بدا شر میریزن تو دانشگاه...

پسر خوبا مادرشون میگه پسرم سرتو بالا بگیر و برای این خونه یه عروس خوشگل انتخاب کن....اما پسرا لپاش گل میندازه و سنگ ریزه ها رو میشمره....

هنوزم ادم خوبا میرن مسابقه ی قران و بالعکس....

خوابن انگار واقعا....خوابن که واقعیت فرسنگها دور شده ازین خیال خام و اشتباه....


۲. ته دیگ سیب زمینی رو چیدم....برنج ابکش شده...زیره رو هم پاشیدم روش....دم کن رو گذاشتم و اومدم توی اتاق....

چهار ساعت بعد که رفتم مسواک بزنم دیدم از اشپزخونه صدای جیلیز ویلیز میاد...پلوی قهوه ای با ته دیگ قهوه ای تر....

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۰۵
الی

نظرات  (۳)

سریال پدر رو میگی؟
پاسخ:
اوهوم...
خیلی خنده هست یعنی سناریو در حد جک
پاسخ:
در حد فیلمای ایرج ملکی تخیلیه...
ولی من دوسش دارم بهم ارامش میده 

دوس دارم یه پسر اینجوری تو زندگی منم بیاد چه اشکالی داره ادم زیباییهای زندگی رو اگه تو واقعیت نمی بینه تو سریال ببینه اصلا مگه رسالت رسانه همین نیست که درست 
زیستن رو نشون بدن؟ درسته الی جان؟


پاسخ:
نقش حامد رو اون اقاهه خیلی خوب بازی کرده و نقش معقولیه به نسبت. من با فیلم نامه و داستان مشکل دارم. با این طور تعریف کردن ادمای خوب و بد و به خورد بیننده دادن. با رفتار تخیلی دختره. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">