طرحی از یک زندگی...

شرح ما وقع....

چهارشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۲۶ ب.ظ

امروز یه دختر ایرانی بی مقدمه بهم سلام کرد و یه کم حرف زدیم و بعد رفت..

یه دختر ایرانی دیگه هم ازم یه سوال پرسید. گفت اا شما ایرانی هستید؟با ناراحتی گفت من تابلوئه که ایرانیم و شما توجه نکردین. گفتم ببخشید. من چشمم ضعیفه نمیتونم اسما رو بخونم و از طرفی هم یه کم دلم گرفته بوده. ببخشید.

بعد یه شب که مثلا دورهمی بود حدس زدم یه اقای مسنی ایرانیه و رفتم سمتس که بهش سلام کنم و مثلا اجتماعی شم. دیدم دستش تاارنج توی دماغشه و سخت مشغوله. برگشتم....

یه ایتالیایی گفت بعضی از ایرانیا بدجور باهوشن فا.کینگ باهوش...

بعد یه پسره هندی خیلی باهوشی وقت ارائه اش یه پرچم بزرگ رنگارنگ اویزون کرده بود. یه بند رنگین کمانی هم کلا گردنشه. امشب گفت دارم میرم دور همی ال.بی.جی.تی...رفتم به هم گروهیم گفتم فلانی داره میره فلانجا چرا ما نمیریم. گفت تو با این موسسه اشنایی؟ گفتم نه....گفت گروه جهانی لز.گی.بای.ترنس ها. چشمام به قاعده ی توب بسکتبال زد بیرون....دوباره که پسره رو دیدم گفت تو هم بیا...گفتم نه تو برو. گفتم راستی اون پرچمه چی بود وقت ارائه ات؟ گفت پرچم ال.جی.بی.تی....گفتم این بند گردنت هم مال هموناست؟ گفت اره....

گفتم تو چرا اینقدر علاقه مندی بهشون؟ 

گفت چون بهم کمک میکنن خونه پیدا کنم...بعدا بهم کمک میکنن کار پیدا کنم. 

همین فعلا...

  • الی

نظرات  (۲)

من رمز همیشگیت رو نمی دونم :(
پاسخ:
تو وبلاگت میذارم رمزو...
حمایت مالی برای جذب؟ :|
عجب سیاست کثیفی ...
پاسخ:
عجب سیاست رایجی...در همه زمینه ها....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">