طرحی از یک زندگی...

سفرنامه...

جمعه, ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۴۶ ب.ظ

چند نفریم از اسیا و اروپا...

پرواز اولمون دیر رسید و از پرواز دوم به زیبایی جا موندیم. 

زمستونه و سرما تا اعماق وجودمون نفوذ کرده...

ساعت 7 صبحه و ما دوباره توی فرودگاه منتظر پرواز بعدی...

دیشب...توی اون اتاق...این سمت کره ی زمین...چه شب سرد و دلگیری بود...

هر کدام یک پیتزای مارگاریتا با طعم ریحان سفارش داده بودیم...ریحان سبزی لاکچری خیلی کشورهاست...روی پیتزای به ان بزرگی فقط 4 برگ ریحان. 

ساعت 1 شب لبه ی تخت نشسته بودم و مست از بوی چهار برگ ریحون...از صمیم قلبم...با تمام وجودم...ارزو کردم به زودی صاحب یک زندگی ایرانی باشم...خانه ای به سبک وطن...خانه ای که زمستان و تابستانش هر دو زیبا باشد...

  • الی

نظرات  (۱)

زمستون! چه هیجان انگیز!!
پاسخ:
اره...خیلی جال بود رز...فکر نمیکردم یه بار همچین حالتی برام ئیش بیاد که از گرمای شرجی وارد سرمای سوز دار بشم....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">