طرحی از یک زندگی...

مشوش....

پنجشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۳۸ ب.ظ
یه زمانی یه کلیپ از داعش پخش شد که یه بچه ی بیمار رو از بیمارستان دزدیده بودن و بعد کلی اذیت کرده بودن که حاصل یه فیلم خشونت بار بود....
وقتی فیلم رو تو یوتیوب دیدم....البته ندیدم....فقط کامنتهاش رو خوندم....دیدم کلی خارجیای دور از خاورمیانه نوشته بودن خاورمیانه درست بشو نیست و کلا ژن مردمش مشکل داره و .... گفته بودن یه بمبی چیزی بندازن کلا از صفحه ی روزگار محو بشه....چون بچه هاشونم بزرگ بشن باز همون ژن رو دارن و همین وضع و ....
من هم فکر کرده بودم که چه پررو و ظالم و .... هم فکر کرده بودم که حق دارن اینقدر منزجر باشن وقتی این همه خبر و اشوب و مهاجر و فقیر و بی سوار و متعصب و تندروی چیزی هست که ازین منطقه میبینن....

این بار که رفته بودم خونه بعد از یک سال...خوب به وضح فشار بیشتر و وضع مالی های خراب تر و گرونی سرسام اور و همه دیده میشد....حتی ادمهای خیلی مثبت و ادمهای خیلی مسن و ... همه میگفتن سخته و ....
یه شب مهمونی خونه یکی از اشناها که خیلی تحصیل کرده و خیلی مثبت و خیلی معتقد و پایبند و وطن دوست و نظام دوست هستن دعوت بودیم....خانومه گفت اره وضعیت خوب نیست و .... بعد داشتیم در مورد نسل جدید و راحت طلبیاش و مشکلات فرهنگی فعلی جامعه بحث میکردیم....
گفت تصور کن تو این اوضاع و با این همه کار مهم و مشکلات اولویت دار یه عده کل فکر و ذکرشون بشه استادیوم رفتن زنها.....

من راستش اصلا استادیوم نرفتم و نخواستم که برم و شاید هیچ وقت دیگه هم نرم.....همون طور که دو سه تا کنسرتی هم که رفتم خارج از وطن بوده و توی وطن سرم فقط به درس و کار و خانواده بود....
اما اصلا برام این سخت نیست که بفهمم یه حرفی حرف زوره....برای همینه که تحملش سخته....اصلا منطقی نیست اون حرف....
یا اصلا حالا که استادیوم رفتن برا من واجب نیست چرا باید فکر کنم خوب اصلا حذف بشه و کارای مهمتر هست و ....

چه خبره واقعا؟ چه خبره تو کله ی همه ی ماها؟ چه خبره تو کله ی آدما؟
از مسایل و مشکلات جدی روابط بین دولتها و جنگها و اشوبها و بحرانهای اقتصادی....
تا داعش و گروهای تروریستی و مشکلات امنیتی....
تا کم ابی و تموم شدن سوخت و بحران الودگی اب و هوا و دریاها و پدیده ی گرمایش زمین و .....
تا پیچیدگی اوضاع اعتقادات و مذاهب جهان که یهودی ها مسلمونا زرتشتیا و همه درگیرشن و همه فک میکنن توی تاریخ بهشون ظلم شده و نمیتونن بین اعتقاد و خواسته های خودشون و بقیه تعادلی برقرار کنن....به خصوص در سطح کلان دولتها و ارمانهای سرزمینی....

دو سه سال پیش یه جلسه مذهبی طوری داشتیم با ایرانیا....یادمه من گفتم من حس میکنم کلاف زندگی بشریت داره هر روز یه پیچیدگی جدید پیدا میکنه....یه نفر پا شد خیلی تند و جدی گفت شما ذهنت زیادی هالیوودیه....وگرنه وضع بشر خیلی هم رو به بهبوده....همین که دیگه سیاها برده نیستن و فلان و بهمان یعنی خیلی اوضاع خوبه....
دوست دارم الانم اون قورباغه ی دهن گشاد رو ببینم و بپرسم هنوزم سر حرفش هست یا نه.....

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۰۷
الی

نظرات  (۱)

مثل توپیه که بیرانوند گرفت ..
خفتگان هنوز از طلوع فجر بیخبرند، و نمیدانند تاریخ در انتظار چه فرداییست.
سید مرتضی آوینی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">