طرحی از یک زندگی...

اَمّا....

جمعه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۵۴ ق.ظ

 دنیا که میای اولش اصلا نمیدونی تو کدوم نقطه ی زمینی...

اصلا کی هستی و چی هستی دقیقا؟

از اولین بار که شانسی عکس خودتو تو یه اینه میبینی و به خودت میگی من چه قد موش و کوچیکم...

بعد که میفهمی بین ادمای اطرافت کی هستی...

خوب البته رسم دنیای ما اصولا بر کمرنگ بودنه بس که دنیا شلوغه...

شاید تو یه سنی دیده نشی...خودت نخوای یا دیدنی نباشی...ساکت و تنها باشی...

یه سنی بیاد که مرکز توجه باشی و مهم باشی...

بعد هی این سیر خودشناسی و دیگر شناسی میگذره....

یه جایی خودتم گم میشی که بالاخره در تعادل بین خود محوری و دیگر محوری تو نقطه خوبی هستی یا نه؟ واقعا رو به پیشرفت یا پسرفتی یا اشتباه میکنی یت اشتباه میکنن؟

اما پشت همه ی اینا...اون وقتی که خودتو معرفی میکنی...همیشه یه اما هست که حتی اگه رو زبونتم نیاد از تو ذهنت میگذره...

یه نقطه ضعفی هست که از وقتی خودتو شناختی تو ذهنت میدرخشه تا حالا...

تو بیگناهی...مثل همه ادمای دیگه....که همه بی گناهن اما توی دادگاه برای هم قاضی های سخت گیری ان....خیلی سخت گیر...خیلی بی رحم شاید...



پ.ن. چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم؟

خانه اش ویران باد...

  • الی

نظرات  (۲)

چه کسی می‌خواهد تو و او ما نشوید؟
خانه اش ویران باد:))
پاسخ:
:(
;)
چه مشکوکن بعضی ها
پاسخ:
نه بابا...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">