طرحی از یک زندگی...

رومی.....

پنجشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۲۹ ب.ظ
باز با یه کوله حرف قشنگ اومده بود....
گفت الهام اگه نمیدیدمت...اگه تو نمیشدی تنها ایرانی ای که میشناسم....
چه قدر حیف میشد....
گفت الهام تازه فهمیدم ایران چه فرهنگ و تاریخ غنی ای داره...
تازه فهمیدم یه شاعر به نام رومی دارین که همه ی دنیا میشناسنش....
تازه فهمیدم زبون فارسی چه قد شیرین و گوشنوازه...لذت میبرم وایستم حرف زدنت با بقیه رو گوش بدم....
گفت نمیدونم بقیه تو ایران چه جوری ان...
اما تو....طرز فکرت...بینشت راجع به دنیا....چه قدر ارزشمنده....
نشد بگم این حرفا دیگه برام نو نیست....
بهش گفتم دلم میسوزه ما با این فرهنگ....اون وقت سفارت یه نامه ۲۰ صفحه ای داده که تا حالا هیچ عملیات مخربی انجام دادی و ... و ....
بهش نگفتم لب مرز کشور بغلی ما رو دو ساعت تو یه دغتر کوچیک نگه داشتن مثل مجرما تا بهمون اجازه ی ورود برای سه روز دادن....

  • الی

نظرات  (۲)

یه کتابی تازگی ها اینجا خیلی پرفروش و پرخواننده شده به اسم سفیر

نمی دونم شنیدی ازش یا نه.

نیلوفر شادمهری که دکترای طراحی صنعتی رو توی فرانسه می خونه و از همون ابتدای ورودش به خاطر این که نماینده ایران و زن با حجاب مسلمان، زن، ایرانی، تشیع، و خیلی چیزای دیگه  هست در فرانسه خاطراتی براش پیش میاد که توی یه وبلاگ می نویسه

فکر کنم به مطلبی که نوشتی خیلی مرتبطه

در کل هم همه اش تو فکرم بود اگه اومدی ایران و دیدمت و این کتاب رو نخونده بودی برات بیارم :)
پاسخ:
چه جالب...نشنیدم اسمشو اصلا...
مطالب خصوصی رو کیا می تونن بخونن؟ :)

فرایند دریافت رمز چیه؟
پاسخ:
اونا خوندنی نیستن...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">