طرحی از یک زندگی...

سر گشته.....

چهارشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۱۷ ب.ظ
تازه دانشجو شده بودم....
از شهر نقلی خودم اومده بودم تهرانِ بزرگ.....
توی تاکسی داشتیم میرفتیم به سمت میدون آزادی....
مامانم با راننده تاکسی حرف میزد....گفت که دخترمون شریف قبول شده اومدیم ثبت نامش کنیم....
بحث گرم شده بود....
اون وسط راننده یه حرفی زده بود...
گفته بود بیشتر از این که چه تصمیمی میگیره آدم در نهایت, این مهمه که دو دل نمونی....دو دلی زهره....دو دلی آدمو از پا میندازه....

حالا میفهمم....
دو دلی باعث میشه دیگه نگی من تلاش میکنم که بهتر شه اوضاع....چون تو هنوز هدفی قطعی نکردی که همه تلاشت رو براش بذاری....
دو دلی باعث میشه نتونی تو اون موقعیت فعلی نهایت لذت رو ببندی و سعی کنی روی خوبیهاش متمرکز بشی چون یه چیزی مثل سراب هی چشمک میزنه که راهت هر چند تا خوبی داره بیا سراغ من تا هزار تا بهترش رو نشونت بدم.....
دو دلی نه راه پس میذاره برات و نه راه پیش.....
  • الی

نظرات  (۲)

راننده هه اسمش مرتضی نبود؟ :)
پاسخ:
حدود ده سال پیش بود....اسمشم نگفت :)
دنبال این می گشتم که دوباره بخونمش. فکر می کردم حذفش کردی


آخی من اینقدر مهم شدم که اسمم رو آوردی، منم یا یکی دیگه است؟ آخه چرا؟

به یاد اون زهره قدیمی که همیشه اذیتت می کرد بهت بگم که:

امام خمینی می گه یأس از جنود شیطان است.
لابد دودلی و تردید هم از جنود شیطان است.
شیطان می خواد آدمها تردید کنند به قول قرآن "ریب" رو در دلشون وارد می کنه

همه تردیدها رو بریز دور... به خاطر این که خدا خیلی مهربونه اونقدر مهربون که هدایتش رو خیلی صریح به آدمهای صادق و بدون مکر می گه.

همه راه ها و مسیرها دست خداست! می رسوندتت به خودش...

غصه هیچ چی رو نخور فقط برو جلو... وسط این همه خستگی از راهت خسته نشو عزیز دل:)
پاسخ:
چه نظر خوب و پرباری...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">