طرحی از یک زندگی...

نتیجه ی بر زبان اوردنها...

سه شنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۴۶ ب.ظ
اخیرا هی میدیدم که توی گروهای روانشناسی و ... میگن که همه ی مشکلات و عقده های بین آدمها از حرف نزدن هست...
گفته بودند وقتی مشکلی هست به زبان بیارید به طور مسالمت امیز تا حل بشه و به یه کلاف پیچیده و قدیمی تبدیل نشه....
و من...
پارسال به عضوی از خانواده گفتم که به خانواده بگو بیشتر به یاد من باشن....
بعدا شنیدم که چرا تو اینقدر همیشه گله شکایت داری....خوب خودت که میدونی همه دوستت دارن....حالا زنگ هم نزنن هم چیزی کم نمیکنه از این عشق که.... اون کلمه ی همیشه خیلی جالب بود....مگه من چند بار یا برای چند تا مسئله حرف زده بودم و انتقاد کرده بودم؟

چند وقت پیش به دوستم گفتم که من یادم نمیره که تنها یک بار از تو خواستم به من کمک کنی با همه ی رودربایستی که باهات داشتم و با همه ی نیازی که بهت داشتم و سختی این درخواست....اما درست تو دقیقه ی 90 گفتی نمیتونی کمک کنی....
چیزی که در جواب شنیدم این بود که چه قدرررر تو حساس و سخت گیری...شدم یه آدم خیلی حساس و سخت گیر....

چند وقت پیش از طرف یک جمع از خانم ها به جمع اقایون گفتم که شماها خیلی بی تفاوت و بی مسئولیت ظاهر میشید و این اصلا خوب نیست....چیزی که در جواب شنیدم این بود که این حرفا تنها مال شما زنهان بس که الکی گیر میدید....

نتیجه این بود که محکوم شدیم به کلا فلان و فلان بودن...نتیجه ای حاصل نشد جز مورد انتقاد و حمله واقع شدن....
توی جامعه ای که انتقاد پذیر نیست سکوت و دندون به جیگر فشردن بهترین راه کاره...
  • الی

نظرات  (۱)

والو چی بگم کاکو 
نخست اینکه باید دید اگه کسی انتقادی از ما بکنه ، واکنش ما چیه.
دو اینکه طرف مقابل را قبل از انتقاد ورانداز کرد.
اینجا ما همکار داریم از هر نوعش .
بعضی ها شون فقط باید سلام  علیک داشت و لاغیر 
بعضی هاشون  هم برعکس.
پاسخ:
حق با شماست...
رفتار اون آدم در مقابل انتقاد ما یه چیزی به شناختی که ازش داریم اضافه میکنه...تجربه میشه بالاخره...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">