طرحی از یک زندگی...

آدم ها و آدم ها...

شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۲۶ ب.ظ
یه نفر که تو هر جمعی میاد شبیه طوفان کاتریناست...
البته نه مثل طوفان کاترینا....
مثلا اصرار دارن که با همه در ارتباط باشن و مثلا ناجی طور از زندگی همه سر در بیارن و به همه پیشنهاد کمک و ... بدن....
یا اصرار دارن که خیلی ادم شناسن و با یک نگاه تا ته همه چیزو میرن...
اصرار دارن که خیلی با تجربه و عمیق و خفنن...
اصرار دارن که وقتی از در اومدن تو سریع فهمیدن کی زنِ کیه و کی شوهرِ کیه و چی به چیه...
اما حواسشون نیست ته خفن بودن اینه که از مغزِ خامت تا دهن گشادت باید یه راهی برای پالایش و بعد پروندن باشه....
که طرف اِن قرن پیش تو اون شریفِ لعنتیِ لعنتی درس خونده و این سر دنیا و اِن سال بعد میاد شریفو میکوبه تو سر بقیه که یعنی من واقع نگرم و شماها یه مشت بی سوادید...
که اصلا نمیفهمم این حس ناجی بودن چه لذتی به بعضیا میده....
فک میکنن همه بی راه حل و درمونده بودن تا اینا با اون لباسای ژولیده و زندگی شخصی داغونی که همه ازش بی خبرن بیان بشن ناجی...
که مرگ بر اون سیستمی که تو رو مثلا تربیت کرده...
که وقتی وارد میشی همه سالمن و وقتی میری همه مثل کتلت از ضربه ی حرفای تو...
اصلا شماها شاخ...شماها خدای اشپزی و خونه داری و تحصیلات و شوهرداری و شانس و پول و زیبایی و کوفت....فقط خفه شین تو خوشبختیِ توهمیتون و حرف نزنید با بقیه....
که اصلا این اصرارِ به سوال پرسیدن از زندگی شخصی دیگران به بهانه ی باز شدنِ بابِ اشنایی و دوستی تویِ فرهنگِ ما از کجا میاد...که اگه مهمونیه اگه عید دیدنیه اگه دور همیه اگه هر چی هست تنها راهِ حلمون برایِ گذر زمان انگولک کردن و دخالت کردن توی شخصی ترین جزییات زندگی و کار و درس و اینده ی همدیگه است...

پ.ن. من عصبانی نیستم....فقط خواستم کوتاه و شفاف منظور رو برسونم....

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۲۵
الی

نظرات  (۱)

بلــه کاملا شفاف بود .
پاسخ:
بسیار عالی...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">