طرحی از یک زندگی...

روزمره...

سه شنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۵:۳۲ ب.ظ

۱. یکی به من گفت تو دیکتاتوری...حرف حرفِ خودته...نظرت عوض نمیشه هیچ وقت...

تنها فکری که نمیکردم این بود که این آدم به من بگه دیکتاتور....

فک میکردم خیلی موجود ماست و منعطفی هستم....

حداقل توی خونه مون که همیشه به مظلومیت و سر به صلاح بودن و .... شناخته میشدم...

وسط جمع بهم گفت دیکتاتور...


۲. شاید عیب یه سری از آدما بی فکری و کم فکری باشه....

عیب من اما زیادی فکر کردن و البته بسیار عمیق فکر کردنه.....
گاهی نمیدونم اون نقطه ی تعادل یا به قولی  trade off توی مسایل زندگی کجاست؟
تا کجا باید بچسبیم به تجارب و دانش فعلیمون و از کجا باید اوپن باشیم برای پذیرش نتایج جدید و اپدیت شدن....
مثلا توی مسایل دینی تا کجا پیگیر بودن خوبه و از کجا به بعد وسواس و سخت گیری به حساب میاد....
این که میگن با مردی ازدواج کنید که دوستش دارید و حوصله شنیدن حرفاتون رو داره رو تا کجا باید جدی گرفت و از کجا به بعد رو گذاشت به حساب تفاوت زن و مرد....اونم تو فرهنگ ما که اغلب مشکلات و سو تفاهم هاه ناشی از عدم شناخت هم و بی خبری و بیگانه بودن با جنس دیگر هست.....
کلی بحث کردیم...بحث سر اینکه تو فلان گروه اقایون به خانوما توهین کردن یا نکردن.....که چرا بی تفاوت بودن و حتی یه تشکر یا یه ابراز وجود هم نکردن.....
یکی از مردای ایرانی گفته بود بابا لا مصب....ما مردیم مثلا...انتظار ندارین که استیکر گل بچسبونیم تو تلگرام و تشکر کنیم....
من تا حالا اصلا فکر نکرده بودم که تشکر کردن با استیکر گل کار دخترونه ای به حساب میاد!
من خیلی ترسیدم....


  • الی

نظرات  (۱)

عمق مطلب رو دیدن و فکر کردن 
گاهی وقت ها نظرات مخالف را بر می انگیزاند ،بیشتر مردم سطحی هستن و این باعث اختلاف میشه.
والا کمتر این کار را در گروه های مختلط انجام میدن مردا.
پاسخ:
ممنون بابت هر دو نکته ی مذکور....
فکر نمیکردم کلا تشکر و این کارا زنونه مردونه داشته باشه...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">