طرحی از یک زندگی...

گل سرخ و سفیدم....

سه شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ۰۶:۵۰ ب.ظ

تنها کسی که وقتی با من حرف میزنه لحنش عوض میشه و مثل بچه ها حرف میزنه مامانمه....

وقتی میگه عزیزم...فدای اون چشمای قشنگت بشم...دختر کوچولوی من....

وقتی میگه امروز اینقدر دلم تنگ بود که دوست داشتم خونه باشی کنار هم باشیم....

بقیه وقتی میخوان محبت کنن میگن جات خالیه...یا لباست بهت میاد...یا قشنگه این عکست....

با همون لحنی که با همه آدمای دیگه حرف میزنن...

بابام هر وقت باهام حرف میزنه فقط ابراز فراق و دعای زیاد...با آه و سوز....

میگه شادی من روزی هست که خوشبختی شماها رو ببینم...خوشبختی تو رو ببینم....

من میدونم تعریف بابام از خوشبختی چیه...

روزی خوشبختم که یه شغل خفن و کلی پول و یه شوهر خوب و دو تا بچه داشته باشم....

گاهی میخوام بگم بابا باور کن الانم شاید هنوز تو اون نقطه ای که تو میخوای نباشم اما خواهش میکنم راضی باش از من...

باور کن تا همین جاشم خیلی از راه رو رفتم...باور کن از دنیای تنها و خالی یه دختر ساکت و سر به زیر تو یه شهر جنوبی تا این دنیای عظیمی که من امروز توش گم شدم خیلی فاصله بود....

خواهش میکنم به من افتخار کن....همون طوری که شب اومدن نتیجه ی کنکور افتخار کردی....

یادته گفتی "تو دختر منی...تو از هیچ چی نباید بترسی"

یادته هفته بعدش گفتی بیا دو تایی بریم زیارتی که نزدیک خونه ی روستاییمون بود؟

یادته دو تایی رفتیم و این برای من خیلی ارزشمند تر از همه هدیه هایی بود که پدرا به بچه هاشون میدن....میدونستم این محبت مثل یک  شاخه گل سرخ میمونه...

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۱۵
الی

نظرات  (۲)

اونجا رود خانه هم دارد؟
میشه از  اسم رودخانه ی محل زندگیتون مثلا تا رودخانه ی در محل تحصیل استفاده کرد.  و بشه اسم کتاب خاطراتتون. مثل از کرخه تا راین.:)
خوب انصافا کار بزرگی کردین.
همیشه فکر میکنم که تحصیل کرده های خارج در زمینه ی تحصیلی شون وقتی برگردن موجبات بنیان گذاری یه پیشرفت تو ایران میشن(هر چند کوچک). مثل قُدما  حسابی ،چمران،کریم ساعی و.....
دیدگاه آدما متفاوته در مورد خوشبختی..
خوشبختی شاید راضی بودن از زندگی و خدمت به انسان ها و محیط زیست باشه.
 
پاسخ:
مثل از پاریز تا پاریس :)
میدونین تا ادم میاد بپذیره که با ملاکای خودش خوشحال و خوشبخته میبینه با ملاکای عزیزانش نمیخونه...
انگار همیشه یه جار کار میلنگه...
۲۳ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۵۲ امیرحسین بهشتی
خیلی یاد فیلم بروکلین افتادم!
یادمه اون موقع که دیدم به خودم می گفتم ای کاش کمتر احساسی بود الان فکر می کنم احساسی بودنش به اندازه لازم بوده!
پاسخ:
یادم باشه ببینمش..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">