طرحی از یک زندگی...

تو دیگر نیستی...

سه شنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۴۷ ق.ظ

یه جوک خیلی بامزه فرستاده بود...

نوشته بود به یه پیرزن کرمونی میگن 10 تا جوجه داریم....اگه روباره بیاد یکیشونو بخوره حالا چند تا جوجه دارین؟

پیرزنه میگه "اوه....ای دیه لَمَک شده، تا ریشه شونو نکشه ول نمیکنه"

لمک شدن یعنی راهش رو یاد گرفتن و عادت کردن و ....

خیلی خندیده بودم...با تصور اینکه خودش هم چه قدر به این پیام خندیده بیشتر خندم میگرفت....خانوادگی با نمک و طناز و اهل خندیدن بودن...

اون زمان اس ام اس های بانمک رو نگه میداشتم که اگر لازم شد برای کس دیگه ای بفرستم....

پیامش مونده بود تو گوشی....

بعدا که رفته بود تو کما و زمین گیر شده بود...هنوزم پیام رو داشتم....مخصوصا نگهش داشته بودم که ببینم بین اون پیام و پیامای بعد از سلامتیش چه قدر زمان میگذره....

بعدا یه هو ملت رفته بودن تو کار گوشی لمسی و دیتا و واتساپ و وایبر و ....

گوشی قبلیو داده بودم به خانواده و گوشی نو خریده بودم....

بعدا شنیده بودم که گوشی قبلی افتاده تو اب و سوخته.....

بعدا دیگه دیدارمون افتاده بود به قیامت....

زمان بین اون پیام و پیام بعدی از حد شمردن گذشته بود...


حالا خیلی وقتا باورم نمیشه اون عصر گوشی های لمسی و دیتا و تلگرام رو ندید...

اون نیست که هی پیام بده بگه بگو زندگی اونجا چه شکلیه....

دخترخاله های دیگه اهل دوستی و رفاقت نیستن...

یا شوهراشون غیرتی طورن و خوششون نمیاد زنشون تو گوشی بچرخه....


پ.ن. من نمیدانستم معنی هرگز را...

تو چرا باز نگشتی دیگر؟

  • الی

نظرات  (۲)

خدا رحمت کنه دختر خاله عزیزت رو
پاسخ:
خدا همه ی رفتگان رو بیامرزه....
چه غیبت تلخی 
خدا رحمتش کنه
پاسخ:
خدا رحمتش کنه و به بازماندگانش صبر و شادی عنایت کنه....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">