طرحی از یک زندگی...

رسمیت عشق...

جمعه, ۶ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۴۲ ق.ظ

از دانشگاه ایمیل زدن که روز ولنتاین همه رستورانای دانشگاه تخفیف ویژه روز ولنتاین دارن که همه با یار برن....

در مملکتی که عشق را به هنگام و عاقلانه به رسمیت بشناسند، مفاهیم منطقی و موجود بشریت به کثافت کشیده نمیشوند...

حتی اگر آن عشق فقط تجربه ای و پله ای برای بزرگ شدن باشد....

  • الی

نظرات  (۷)

کاش مام تو خارج یه زندگی داشتیم
پاسخ:
زندگی نکرده هم میشه ادم عیب های خودشو پیدا کنه و رفع کنه....
یعنی الان اونجاعشق  به کثافت کشیده نشده؟لب گرفتن وباهم خوابیدن دوموجود بدون ازدواج کثافت کاری نیست؟
پاسخ:
اشتباه خالص خیلی بهتر و مفیدتره از اشتباه با پنهون کاری و ترس در دوران عدم بلوغ عقلی هست...
به علاوه منظور الزاما بعد فیزیکی و جسمی ارتباط نیست....
همین که جمعه وجود این حس رو میپذیره و در چارچوب منطقی بهشون امکان بروز احساسات میده یعنی صورت مساله رو پاک نکرده کامل....
حالا این که اون ادم های توی رابطه بخوان چه جوری و تا کجا پیش برن مسئله ی دیگه ایه...

اونجا وضعیت سیاسی چطوره؟ مردم با حکومتشون چجورین.
اینجا همه نظر سیاسی دارن
ما هم دلخوشیم به اینکه این آزادی که توی مسائل اجتماعی داریم بهتره از تبلیغ آزادی ایه که یکی از مصادیقش چیزیه که شما میگید؟
خیلی تحلیل قشنگی داشتید
  • زهره متشکر
  • در ایران دانشگاه ها برای تشویق جوانان به ازدواج جشن ازدواج دانشجویی میگیرند و در این جشن ها به جوانان هدیه های نفیسی داده می‌شود. :))
    چارچوب منطقی همین است. 
    و گرنه دادن تخفیف در شرایط مخلتف ابزاری برای سود اقتصادی بیشتر است پس ایران خیلی هم بهتر است:)
    پاسخ:
    چه قد زحمت میکشن دانشگاه ها در ایران برای تشویق به ازدواج...
    مسئله دادن تخفیف نیست....مسئله مخفی نکردن یک واقعیته...
    ما تو این موارد هرگز به توافق نظر نمیرسیم :)
    البته رسمیت رابطه شاید اسم بهتری باشه برا ولنتاین

    پاسخ:
    خط اخر نوشتم ه عشق حتی اگر فقط تجربه باشه و نه برای همیشه...
  • زهره متشکر
  • نظرم رو کمی به ظنز و ریشخند نوشته بودم ولی زیاد مشخص نبود.

    آخه من خودم از ازدواج دانشجویی یک بسکوییت خشک هم قسمتم نشده :))

    ولی واقعا فکر می کنم اگه خودت مسئول دانشگاهی تو ایران بودی و کاملا آزاد بودی که تصمیم بگیری چه تصمیمی می گرفتی؟

    به قول تو حقیقت اینه که دختران و پسران می خوان با هم باشن و با هم تجربه کنن 
    اگه ما بزرگتر ها و تصمیم گیر برای شرایطشون باشیم چی کار براشون می کنیم ؟

    مطمئن نیستم که تو خودت تشویقشون کنی که دست هر عشقی رو دوست دارن تو دانشگاه بگیرن و هر طور دلشون می خواد تجربه کنن

    کاری که الان بزرگتر های فعلی اجازه دادن اتفاق بیفته؛ البته خیلی منفعلانه... چون فرهنگمون مستحلل شده و تندباد فرهنگ غربی جوون ها رو قبل از این که بدونن از زندگی چی می خوان درگیر شرایطی می کنه که تضمین کننده خوشبختی شون نیست

    وقتی به خودشون میان آدمهایی هستند با کوله باری از روابط و احساسات دست خورده و روح و روانی که شاید راحت نتونه با یک ازدواج دائم واقعی کنار بیاد.
    پاسخ:
    من بر اساس نظر و سلیقه خودم با روابط اسیب زننده مخالفم و به قول تو معتقدم روابط احساسی بی پایه و اساس اسیبش تا اخر عمر میمونه و ادمو اذیت میکنه....
    و بنابراین با ازادی بی حد و حصر و رفتار بر اساس میل لحظه ای مخالفم...
    اما معتقدم خواسته یا ناخواسته برای رسیدن به یه انتخاب خوب باید چارچوبی فراهم بشه که زن و مرد اینقدر برای هم ناشناخته نمونن....بتونن بدون اینکه بهشون نگاه بد و خطاکارانه ای بشه مراوداتی بکنن و بفهمن جنس مخالفشون چیه و چه جوریه....
    که این مقدمه ای بشه برای تصمیم گیری بهتر تو زندگیشون و فهمیدن اینکه ارتباط با جنس مخالف همچین اش دهن سوزی نیست که به خاطرش از 10 سالگی میفتن تو هول و لا و گند میزنن به کل زندگیشون....
    وضعیت کنونی جامعه ما بخشیش حاصل این طرز تفکره که طرف نفسش رو حبس بکنه تا بتونه ازدواج بکنه و تازه اون موقع بفهمه زن چیه مرد چیه اصلا گفت و گوی معمولی بینشون چه جوری باید باشه....
    اون موقع دیگه خیلی دیره برای یاد گرفتن....

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">