طرحی از یک زندگی...

سوال و کمی فکر...

پنجشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۲۶ ق.ظ

مهران مدیری از مهمونش میپرسه تا حالا عاشق شدی؟

و من میرم توی فکر...

اگه از من بپرسن چی میگم؟

اگه خودم تو دل خودم بپرسم چی میگم به خودم؟

حقیقت اینه که عشق با این که خیلی عجیب هست و عجیب تر نشون داده شده توی دنیای ادما اما یه بخشی از سیر رشد آدماست...

اگه من الان یادم بیفته که چندین سال پیش از یکی خوشم میومده...فقط درین حد که فکر زندگی کردن کنارش برام لذت بخش بوده...راستش متاسف میشم برای خودم....چون من از آدمای سخت کوش که محکم حرف میزنن و استدلال میکنن و این طور بروز میدن که اطلاعات زیادی دارن خوشم میاد....اون آدم هم خدای اعتماد به نفس بود....کلی اسم ادم تو حرفاش بود که من نمیدونستم...همین برام جذاب بود....البته لاغر و دارای لبخند معصومی بود و این هم بی اثر نبود...وگرنه بعدا حتی فکر دیدنش هم لذت بخش نبود....بعدا توی نظرم یه ادم بچه پرروی اعتماد به سقف بود که اینقدر یاد نگرفته بود که باید یه جاهایی وا بده....یه ادم خرخون که گاهی قلب نداشت....یه ادم بلند پرواز که به همه چیز به دید مالکیت نگاه میکرد....و خلاصه تموم شده بود.....حداقل من فکر میکنم تموم شده....

یا مثلا ایکس پسری بود که بر خلاف بقیه خوب منتظر موندن و ناز کشیدن رو بلد بود اما شاید این ویژگیش ناشی از حرص و طمعش برای پیروز شدنش بود...ایگرگ پسری بود که آدم رو خیلی تشویق میکرد و تحویل میگرفت اما فقط دلش میخواست زن بگیره تا دیر نشده....زد ادم خردمند طوری بود اما مثل چوب خشک سفت و نا منعطف....اون یکی دوست خوبی میتونست باشه اما نمیدونست زن با مرد فرق داره و محبتش انگار اب جاری از یه چشمه ی بخیل....اون یکی خیلی دوست داشتنی بود از همه لحاظ اما کی حوصله داشت همیشه در حال قربون صدقه رفتن باشه که نکنه اون دلش بشکنه....

پس عشق در نظر من یعنی حالت گذرای قبل از شناخت کامل...مرحله ی پر کردن نقاط مبهم پازل با خوش بینی و رویا....وگرنه بعد از حاصل شدن شناخت تنها دوستی مبتنی بر منطق و تعادل باقی میمونه....اینکه اونقدر بودن در کنار یه ادم خوب هست که بشه ادامه اش داد....همین....

  • الی

نظرات  (۶)

  • ♫ شباهنگ
  • ولی به نظر من گذرا نیست و بعد از شناخته
    پاسخ:
    اون حالت بعد از شناخت دیگه شبیه یه حادثه یا اتفاق نیست....عاشق شدن رو اغلب همون حس یه هویی و سریع تعبیر میکنن....
    اما سیر تدریجی دیگه دوست داشتنه بیشتر تا عشق و بی قراری...
    خصلت عشق همینه
    اولش حرارت داره بعدش فروکش میکنه
    برای ازدواج هم باید با کسی که دوسش داریم ازدواج کنیم
    عشق نابود شدنیه...
    پاسخ:
    بلی...بسیار درست...غیر از دوست داشتن ممکن بودن امر هم مهمه...
  • خانم فـــــ
  • عشق و ازدواج لزوما ربطی به هم ندارن
    یعنی اینکه نمیشه گفت من عاشق یکی هستم چون زندگی کردن کنارش-ازدواج برام خوشابنده
    بره تو فاز ازدواج اصلا یه شکل دیگه میشن آدما
    من که فکر میکنم ماها عاشق تصوراتمون از آدما میشیم!
    فکر میکنیم که اون فرد اون طوریه وگرنه اونطوری بودنی در کار نیست
    پاسخ:
    اون که عاشق تصورومون از ادما میشیم رو قبول دارم...همون پر کردن یه تیکه هایی از پازل با رویاهای خودمون میهش...
    ولی ربط نداشتن عشق و ازدواج هم از مشکلات پیدا نکردن فرد مورد نظره...از مشکلات کمبود عمر و فرصت و محدودیت های جامعه....
  • زهره متشکر
  • عشق گره خوردن قلبه به یک تصویر و تصور .... وقتی قلب آدم به یک سری چیزها تعلق میگیره

    گاهی آدم رو زجر میده به خاطر تعلق پیدا کردن به چیزی که بهش تعلق نداره

    اما همیشه شیرینی های واقعی به خاطر درد و رنج هاست...

    خدا شیرینی رو بعد از تلخی قرار داده

    پاسخ:
    بسیار عالی...
  • امیرحسین بهشتی
  • «یه ادم خرخون که گاهی قلب نداشت»
    همیشه می ترسیدم که همچین آدمی باشم. خیلی دردناک هم هست اما گاهی انگار چاره ای نیست وگرنه کی دوست نداره که سطح رضایتش از زندگی بالا بره و همیشه دلیلی برای بودن داشته باشه.
    اوضاع بد اقتصادی هم به این سنگ شدن دل ها و مسابقه ای شدن زندگی کمک می کنه. تو شرایطی که حس می کنی اگه اقدام کنی اولین سوال ها از جنس سربازی رفته یا خونه داره هست.
    پاسخ:
    اون که من ازش حرف میزنم فرق داره...طبق شناختم واقعا بچه پررو بود. شما به خودتون نگیرید.
    عشق
    ساعت ها و کتاب ها حرف
    من فقط این رو اینجا بگم که یکی میگفت:
    عشق اتفاقا هم ماندگاره هم ورای تمام زیبایی های ظاهری. مثلا تا حالا شده فکر کنید بگید، کاش مادرم زیبا تر بود، اگر از الان زیبا تر بود من اون رو بیشتر دوست داشتم،

    حالا بعضی ها شاید به این بگن دوست داشتن!
    پاسخ:
    قبول دارم که عشق منجر به زیبا دیده شدن همه ویژگی های حتی شاید معمولی طرف مقابل میشه....اما در طول زمان عشق اونقدر هم بی قید و شرط نیست...
    ممکنه یه ویژگی یا رفتار طرف مقابل رو نشه کلا زیاد دوست داشت اما میپذیریمش در کنار تمام خوبی های طرف مقابل...
    همون طور که پدر و مادرمون رو خیلی دوست داریم اما صد در صد هم با تمام ویژگی هاشون موافق نیستیم...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">