طرحی از یک زندگی...

داستان کوتاه....

يكشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۵۵ ق.ظ

قرار بود پیام بدی که اخر هفته همو ببینیم...

پیام ندادی...پیام ندادم....

تمام اخر هفته تو تخت بودم....پشت پنجره ی بخار زده...

دلایلم برای تکاپو و بیداری کافی نبود....

  • الی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">