طرحی از یک زندگی...

شب....

پنجشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۴:۰۶ ب.ظ

دانشگاه شلوغه...خیلی....

جشن فارغ التحصیلیه و این خارجیا انگار بچشون تخم دو زرده گذاشته مدرک کارشناسی گرفته.....دانشگاه در معدنی از گل و عکاس و دوربین و عروسک مدفون شده.....

میرم یه برنج ۵ کیلویی میخرم و میام خوابگاه....دلم ارامش و سکوت میخواد....

املت برای شام....

قیمه برای فردا....

جاروی کف اتاق و گرد گیری ها....

تمیز کردن صفحه لپ تاپ و جدا کردن چسبای روی اسکرینش بعد از دو سال از خریدنش....

حموم تمیز اساسی و شستن جورابا...

فکر کردن به این که کاش میشد خیلی سبک تر و ازاد تر و بی هدف تر زندگی کرد....

و بعد سرزمین فراموشی ها.....




  • الی

نظرات  (۳)

کاش میشد خیلی سبک تر و ازاد تر و بی هدف تر زندگی کرد....
پاسخ:
کاش....
دیدم یه پستِ نخونده تو اینوریدرم دارم
تا پوشه رو باز نکنی معلوم نمیشه کیه
چشامو بستم و حدس زدم کیه
گفتم اگه درست باشه حدسم، میرم براش کامنت میذارم :)

ایشالا تو هم فارغ‌التحصیل میشی و همین جا برات جشن می‌گیریم
پاسخ:
چه خوش شانسم من :))))
شلوغی خوبه  ، همهمه باشه بعد یک جا بشینی بهشون نگاه کنی و کسی حواسش بهت نباشه .البته بعدش یه محیط ساکت  می چسبه.
پاسخ:
اره...ازین دیدم میشه بهش نگاه کرد....ولی من زود سرسام میگیرم....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">