طرحی از یک زندگی...

تماما مخصوص....

يكشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۳۵ ب.ظ

یه بار بهش گفتم یه کاری نکن برم اون سر دنیا...شمارمو آدرسمو همه اش رو عوض کنم...یه هو گم و گور بشم...دیگه هرگز نتونین پیدام کنین....

زد زیر خنده و گفت تو به دو روز نکشیده دلت تنگ میشه و پیدات میشه....

راست میگفت...اگر همین دل میذاشت قطعا کارایی که الان میکنم رو نمیکردم....

برای همین دله که هر بار میبینم یکی از کسانی که دوستشون دارم یه مشکلی داره با پادرمیونی مستقیم یا غیر مستقیم سعی میکنم حلش کنم....

برای همین دل بود که ۵ سال پیش بهم گفت تو با خودت اشوب میاری و خبر نداشت اون مثلا اشوب نتیجه ی تلاش من برای محافظت از اون بود....

برای همین دل بود که بهش نگفتم تو توی نگاه من, یه فرشته ای که فقط یه عیب داره و اونم اینه که خیلی ساده است....اونقدر ساده که نمیتونه یه بار برای همیشه به محبت یه نفر ایمان بیاره و هر آن با هر حرف و حادثه ای آماده ی شک کردنه....

بهش نگفتم هر چند که حالا تو اونقدر آدم توی زندگیت داری که من دیگه شخص اول زندگی تو نیستم اما تو هنوزم همون جایی هستی که بودی.....


  • الی

نظرات  (۱)

تراژیک بود . :|
پاسخ:
واقعیتش خیلی تراژیک تره از نوشته اش...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">