طرحی از یک زندگی...

امبولانس سفید ابی.....

شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۳۸ ب.ظ

رفتم برای علی عزیزم چند تا اسباب بازی خریدم و دفترای عروسکی سایزای مختلف...

هر بار گوشیو میگیره میگه نشون بده چیا خریدی....

این بار بهش گفتم خوب تو که رفتی مسافرت بگو برا من چی خریدی؟

میگه یه دایناسورِ تِسماحی برا خودم یه امبولانس سفید ابی برای تو....

میگم میبینی بلوزم استینش کوتاهه سرما خوردم....بلوز تنت رو دیگه نپوش...بذار تو کمد برا من....

میگه تو بزرگی...این برات کوچیکه....گفتم دُمکه هاشو باز میکنم بزرگ بشه به زور میپوشم....

گفته برات میذارم تو کمد....

عزیزِ برنزه ی من....جیگر من....

  • الی

نظرات  (۱)

هممم
خدا این عزیز برنزه رو حفظ کنه.
فکر کنم منظورتون سبزه باشه :))
پاسخ:
خیلی ممنون از لطفتون....اره عزیزمون سبزه است مقداری :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">