طرحی از یک زندگی...

آن شب جان فرسا...

چهارشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۶، ۰۴:۲۷ ب.ظ

شب به گلستان تنها...منتظرت بودم....منتظرت بودم....

آن شب جان فرسا من... بی تو نیاسودم...بی تو نیاسودم....

  • الی

نظرات  (۲)

ناگه چو پری خنده زنان آمدی از راه...
پاسخ:
اکنون از دل من بشنو تو سرودم...
به نظرم بنان حونده این ترانه رو.
اون روز زیر پل خواجو  یکی داشت همین رو میخوند.یه زن و شوهر توریست هم گوش می دادن.
پاسخ:
داریوش رفیعی خونده...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">