طرحی از یک زندگی...

تصویر یک بانو....

دوشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۹ ب.ظ

۱. آش بلغوری پختم که الله الله الله.....

این خونه یه مرد میخواد...یا حداقل یه مهمون میخواد.....


۲. باد میومد....باد خوبی میومد.....اولین رمان زبان اصلی عمرم رو داشتم میخوندم...کنار مزرعه....جز دو تا بچه و نانیشون هیچ کس نبود.....حال خوبی بود.....


۳. قبلا برادرم میگفت تو فیلتر نداری...خیلی راحت حرف میزنی....شایدم اون سخت میگرفت....چرا در برابر اون حداقل مردای محترمی که میدونیم شعور دارن و برداشت بدی نمیکنن خود واقعیمون نباشیم و راحت حرف نزنیم....

  • الی

نظرات  (۳)

آش بلغور نخوردم تا حالا ! همممم بلغور ! اسم طنزی داره .

پاسخ:
همون اش گندم بخونید...
واقعا درست بود. برخی مسائل رو خوب تشریح می کنین.
چراعکس نذاشتید از آش، سرچ کردم ظاهر خوش مزه ای داره...
:)
پاسخ:
خیلی وقته عکس نذاشتم تنبل شدم... :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">