طرحی از یک زندگی...

قول مردونه....

پنجشنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۳۹ ب.ظ

باید به خودم قول بدم لباس ورزشیا رو از کمد در بیارم....با اون شال سفیده....

مثل سال اول که پر از شوق و ذوق بودم برم هی لب دریا بدوم...برم لب دریا ورزش کنم یه روز در میون....

برم شبا قدم بزنم....

برم غروبا لب دریا بشینم دریا رو از روی سنگا نگاه کنم عوض نشستن تو ازمایشگاه و فکر و خیال بافتن....

باید تنهایی برم تو پارکا...

باید در بیام ازین خمودگی...

دارم چی کار میکنم با خودم من؟ 

دارم چه ظلمی میکنم من؟


  • الی

نظرات  (۳)

من که آدم جرأت نمی کنم تنهایی دیروقت برم بیرون. خونه مون تو مسیر آزادراه هست و به نظرم تنهایی شبونه رفتن بیرون خطرناکه این منطقه. سرشب رفتم کیسه زباله رو بذارم سر خیابون دو تا سکته ناقص زدم.. سرشب بود ها؟ انگار گرد مرگ پاشیدن هیچکی تو کوچه نبود :/
پاسخ:
من قبلا ها میرفتم اما الان میترسم...اینجا با ایران فرق داره. ساعت 4 صبح هم امنه اصولا...
ورزش خیلی خوبه
باور کنید ضربان قلب رو کاهش میده، چربی خون رو تنظیم میکنه، چربی های اضافی بدن رو حذف میکنه، وصد البته حالت شادی و سرزنده گی در آدم ایجاد میکنه
حتما برید . البته اگه پایه داشته باشین بهتر هم میشه، مضراب هم بد نمیگه.
:)

پاسخ:
اره..جای قرص خواب و ارام بخش ادم باید بره ورزش کنه...
مضراب همیشه خوب میگه :)
چه خوبه اگه ساحل دریا نزدیک باشه به خونه یا خوابگاه...
پاسخ:
همین امروز خوک اومده تو راه واستاده...میترسم :(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">