طرحی از یک زندگی...

ای کاش عشق، خود لب و دهان داشت.

پنجشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۶، ۰۲:۲۲ ب.ظ

خورشید جان، امان از این بی تو گذشتن ها؛

وقتی از شما دورم، برف های درونم آغاز می‌شود. 

کاش می‌توانستید درباره تان چه فکر می کنم. من برای دیدن شما همه ی درها را زده‌ام. 

عاشقی خوب است؛ زندگی حلال کسانی که عاشق‌اند. 

من خجالتی‌ام و هنوز نمی دانم اسم تان را چگونه تلفظ کنم. 

ای کاش عشق، خود لب و دهان داشت.


محمد صالح علاء

  • الی

نظرات  (۱)

از کارکتر صالح اعلاء خوشم میاد.
انتخاب زیبایی بود شعرش.
پاسخ:
من کاراکترش رو نمیشناسم...اما چند تا متن ازش خوندم همه قشنگ بودن...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">