طرحی از یک زندگی...

۸۸ مطلب با موضوع «زندگی اجتماعی...» ثبت شده است

کلید اسرار...خیلی خاله زنکی...

يكشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ۰۴:۲۰ ق.ظ

پسر خفن تایوانیه بود که جامع الخصال بود در تمامی زمینه ها...از علم تا رفتار تا قد و بالا نسبت به هم وطناش...

دختر کره ای پر افاده بود که تو سفر استرالیا خون من رو کرد تو شیشه بس جلو این پسره رژه رفت و نمک ریخت...بعدشم میخواست هیچ دختری اصلا تو گروه نباشه که مبادا مزاحم برنامه هاش باشن...بعدشم من دیدم یه روز صبح از خوابگاه پسره اومد بیرون...

دیگه ایشون از هیچ تلاش و نامردی در حق هیچ کسی دریغ نکرد برای نزدیک شدن به این پسره...

و در همین لحظه پسره خبر  خواستگاریشو از دوست دختر تایوانیش (که در تمام این ایام علنا گفته بود با اونه ) اعلام کرد!

البته من از خیلی وقت پیش فهمیده بودم پسره هر کارم بکنه اخرش دلش پیش دوست دختر خودشه....

دختره کره ای هم تو سفر قبلی غمگین بود و وقتی دخترا گفتن خدایا به ما دوست پسر خفن بده اون گفت "من فقط میخوام تو درس و کارم موفق باشم و پولدار شم..."

دختره کماکان ادا و افاده داشت و کرم میریخت اما نه دیگه دور و ور اون پسره...بچه پولدار مدعی یه اگزمای پوستی هم گرفته بود و سر تا پاش پر از زخم بود....

دلم میخواد دلم براش بسوزه اما نمیسوزه اصلا...

اولا که نمیشه که ادم به هر چی میخواد برسه...این چه رسمیه که بی توجه به وجود اون دختره بدبخت فقط به فکر خودتی که یه پسر پولدار خفن باحال رو قانع کنی اونو فراموش کنه تو رو بخواد؟