طرحی از یک زندگی...

۵۰ مطلب با موضوع «زندگی اجتماعی...» ثبت شده است

مگه بد بودن و چیپ بودن چیه؟

همین که به بهونه تنهایی و کم فارسی حرف زدن بشینی با یه دختر مثلا هم وطن اسمون رو به ریسمون ببافی و چرت و پرت بگی و حرفای الکی بزنی و در مورد هر بنی بشری حرف بزنی یعنی چراغهای قرمز روشنن....

همین که جلوی این دوست از اون یکی دوست حرف بزنی و جلوی اون دوست ازین یکی دوست حرف بزنی یعنی رو لبه واستادی خانوم.....هر چندم که حرفات بد نباشن....

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۷ ، ۱۹:۰۸
الی

دیر یا زود یه روزی اعتماد مطلق و سادگی به دنیا و ما فیها از بین میره....

ازون روز به بعد هر وقت غرق اعتماد میشی و راحت از زندگیت یا فکرات حرف میزنی...یه چیزی مثل خار توی قلبت تکون میخوره...

پشتت میلرزه...نکنه نباید میگفتی و گفتی....


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۶:۰۵
الی

تو جمع چند تا هم وطن بحث این بود که ایرانیا چه جمله هایی به خارجیا یاد میدن....

من گفتم به اون توریست مشهور خارجیه یاد دادن بگه "پشمااام"....

من نمیدونستم پشمام معنی بدی داره....

فقط میتونم بگم تمام جمع از خنده مردن و از خجالت سرخ شدن....

مگه پشمام جمله ی بیان تعجب نیست؟ مثلا بعضیا میگن کرک و پرم ریخت بعضیا میگن برگام ریخت....


بعدم گفتم یه خارجیه اومده ازم ساعت پرسیده تا گفتم گفته تو ایرانی هستی...یه خارجی دیگه هم اومده ادرس دریا رو ازم پرسیده....

کلی تعجب کردن که چرا نمیان از ما سعت بپرسن و ادرس دریا بپرسن....

فک کنم خیلی حرفای بدی گفتم...

لعنت بر دهانی که بدون آگاهی باز شود...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۷ ، ۱۷:۴۱
الی

۱. گفت من بلد نیستم با دستگاه های دانشگاه کار کنم....گفتم راستش منم بلد نیستم....

زیر لب گفت چه طور بلد نیستی....گفتم ما خودمون یه مدل دیگش رو داریم و نیازی به اینا نداشتیم....

رفتم کمکش کنم...هر چی میگشتیم نمیدونستیم کجا لاگ این باید کرد...اخرش گفت بیا با سنسور کارت دانشجویی لاگ این میکنیم....سنسور هم کار نمیکرد....یه هو یه چیزی شبیه سنسور دیدم...گفتم سنسور اینه احتمالا...کارتشو بردم زیر سنسور....

نگو مگنه سنسوری بود....زارپ با سرعت برق و قدرت زیاد یه منگنه کوبید وسط چشماش روی کارت اتوماتیک دانشجویی....

با دستای خودم سوزن رو از توی چشماش دراوردم....

حالا تو فکرم اگه دیگه سنسورای دانشگاه کارتشو نخونن باید برم تعارف کنم که من جریمه تعویض کارت رو بدم؟ 

اخ من که گفتم من بلد نیستم....

۲. گفت من از ۱۸ سالگی عزمم رو جزم کردم که زن بگیرم اما خانواده ام نخواستن اون دختر مورد علاقه منو....بعد بارها رفتم خواستگاری....یا نشد یا جواب رد دادن بهمون همه....حتی یه بار خانوادم زنگ زدن خونه دختره و دختره گفت منو نمیخوان....من له شدم جلوی خانوادم...

تا اینکه بعد ۷ سال باز دوباره همون دختری که ۱۸ سالگی خواسته بودم رو دیدم...این دفعه منتظر خانوادم نشدم...رفتم اینقدر بهش محبت کردم که اسیر شد....بعد خانوادم رو توی عمل انجام شده قرار دادم و به مادرم گفتم میخوام همینو....الانم اومدم سفر و ازشون دورم....دلم خیلی تنگه.....

3. یکی گفت من فلانجا رو دوست دارم....اون یکی وسط جمع گفت به خاطر اینکه اونجا هلو زیاده؟

وسط جمع بالغ و مختلط هلو صدا کردن زنهای قشنگ خیلی چندش بود....اونم از زبون یه پسر ظاهرا سر به زیر و چشم و گوش بسته...

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۵۴
الی

مردایی که ریش دارن, حتی در حد ته ریش, چرا بعضی وقتا میرن ریششونو از ته میزنن و برق میندازن...

یعنی یکی نیست بهشون بگه چه قدر شبیه مرغی که کرک و پرش ریخته و کچل شده میشن؟

یعنی نمیفهمن فرق بین حالت اول و دوم اینقدر زیاده که اصلا در وصف نگنجد؟


پ.ن. یه زمانی اینقدر حرف نمیزنی و کسی رو نداری یا حرفی نداری که بزنی که فکت خشک میشه....یه زمانی اینقدر حرف میزنی به دلایل مختلف که درد از فکت پخش میشه توی صورتت میزنه به چشمات و سرت....زندگی خیلی عجیبه...خیلی....

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۳۵
الی