طرحی از یک زندگی...

۶۷ مطلب با موضوع «روزمره...» ثبت شده است

آرزوم براورده نشد....

چند وقته که آرزوهام براورده نمیشن....


۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۷ ، ۱۰:۴۴
الی
۱. امشب که داشتم برمیگشتم از سمت دریا سوز میومد....
پاییز شد بالاخره....
اتاق کوچیکم تمیز و گرمه....کتابای قشنگم تو کتابخونه منتظرن که من بخونمشون....
کم کم باید بخاریم رو راه بندازم دوباره....جوراب گرما و لباس ضخیما رو مرتب کردم گذاشتم دم دست....
شاید برم نخ ضخیم بخرم برای گلدوزی....
کاش این پاییز مال من باشه....

۲.  مثل کسی که قراره فردا بمیره همه کارا رو انجام دادم امشب....

۳. نگارا این همه قهر و غضب چیست؟   دلت بر ما نمی سوزد، سبب چیست؟

۴. شدم مشاور یه دختری که دلش میخواد حتما شوهر اروپایی یا امریکایی پیدا کنه....یه دختر رسما اتیش پاره....منی که هیچ وقت تو چشم ملت نگاه نمیکنم بس خجالت میکشم....امروز رفته بودم باهاش که یه پسر امریکایی رو ببینه خوشش میاد یا نه....خدا عاقبت ما رو بخیر کنه....

۵. دیریست که لبخند تو را سیر ندیدیم.....



۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۷ ، ۱۹:۵۲
الی

فشارم پایین بود و خیلی لاکچری طور یه اب انبه خریدم...

تو ازمایشگاه نشسته بودم روی صندلی روبروی در و داشتم با زبون تلاش میکردم اخرین تکه انبه رو بکشم بیرون که دیدم دو تا پسر امریکایی وارد ازمایشگاه شدن....منم همونجور زبون در ته بطری و در حال تلاش برگشتم نگاه کنم ببینم کی اومده....

عزت ملی رو در مقابل شیطان بزرگ به اضمحلال بردم کاملا....

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۷ ، ۱۰:۳۹
الی

آرومم....

با مریضی و خستگیهام کنار میام و سرم به کار خودمه....

به وضعیت اتاقم و خودم و کارم میرسم کمابیش و زندگی میکنم....

و ازین ارامش میترسم....

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۷ ، ۲۰:۱۸
الی

اون لحظه که میخوای به یکی یه اطمینان خاطری بدی یا بهش نشون بدی که خیلی دوستش داری و از جزییات اتفاقات روزانه و تخیلات و ارزوها و من چه قدر خوشبحتم ها و توهماتت ور ور حرف میزنی و هر چرندی میگی....

خودش به اندازه کافی تلاش مزخرفی هست....وای به اینکه بعدش بفهمی صدات رو اسپیکر بوده و یه ایل داشتن مزخرفاتت رو گوش میدادن....

تبارک الله بر من و حالم....


۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۷ ، ۲۱:۱۹
الی