طرحی از یک زندگی...

۵۷ مطلب با موضوع «جوانی نو بهاری بود و بگذشت...» ثبت شده است

دانلودانه....

شنبه, ۹ دی ۱۳۹۶، ۰۷:۱۴ ب.ظ

یادش به خیر یه زمانی همه دوست داشتنی هامو اینجا میذاشتم....

حالا این ترانه


پ.ن. وقتی تو میخندی میخوام...دلمو از جاش بکنم.....

اونی که جون میده برات...آره منم....آره منم.....

زیر نور ماه....

جمعه, ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۱ ب.ظ

گفت ماه رو ببین چه قشنگه امشب...امشب شب چاردهه انگار....

نگاه کردم....چه قدر روشن و قشنگ بود....داشت بین ابرا حرکت میکرد و میدرخشید....

گفت ولی شکلش یه جوریه....

گفتم اره...انگار دمپایی زدن تو سرش....

هار هار هار زدیم زیر خنده و توی تاریکی راهمونو ادامه دادیم....

فک میکردیم تا همیشه جوونیم....

فک میکردیم تا همیشه کنار همیم...

تفنگ دسته نقره....

چهارشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۱ ق.ظ

می گن اسبت رفیق روز جنگه

مو می گویُم از او بهتر تفنگه

سوار بی تفنگ قدرت نداره

سوار وقتی تفنگ داره سواره

تفنگ دسته نقرم رو فروختم

برا یارم قبای ترمه دوختم

فرستادم برایش پس فرستاد

تفنگ دسته نقرم

داد و بیداد...

لحظه....

پنجشنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۳۳ ب.ظ

بعضی وقتا یه هو بعد از کلی بالا پایین و فراز و نشیب آروم به خودت میگی دیدی...دیدی الکی میترسیدی...دیدی دیر شد اما اخرش درست شد؟

بعد ممکنه بفهمی عجله کردی و باز درست نشده هنوز....

بعد از اون دیگه دیر باور میکنی همه چیزو....بعد ازون دیگه باید دیر باور کنی همه چیزو....

بازیِ بی انتها....

دوشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۶، ۰۲:۱۹ ب.ظ
یا تو داری خودت رو گول میزنی...
یا تو داری اون رو گول میزنی...
یا اون داره تو رو گول میزنه...
یا اون داره خودش رو گول میزنه....
همیشه یکی ازین 4 تاست...
دیر یا زود واقعیت مثل پُتک میخوره تو سرت...
دیگه خیلی احمقانه است هر پیش بینی جز این...
اما گول خوردن شیرینه...شیرین تر از این واقعیتِ جدی و عبوس...
و فقط برای همینه که این بازی تموم نمیشه هیچ وقت....
حتی لبِ گور...