طرحی از یک زندگی...

۱۷ مطلب با موضوع «بزرگ شدن...» ثبت شده است

تماما مخصوص....

يكشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۳۵ ب.ظ

یه بار بهش گفتم یه کاری نکن برم اون سر دنیا...شمارمو آدرسمو همه اش رو عوض کنم...یه هو گم و گور بشم...دیگه هرگز نتونین پیدام کنین....

زد زیر خنده و گفت تو به دو روز نکشیده دلت تنگ میشه و پیدات میشه....

راست میگفت...اگر همین دل میذاشت قطعا کارایی که الان میکنم رو نمیکردم....

برای همین دله که هر بار میبینم یکی از کسانی که دوستشون دارم یه مشکلی داره با پادرمیونی مستقیم یا غیر مستقیم سعی میکنم حلش کنم....

برای همین دل بود که ۵ سال پیش بهم گفت تو با خودت اشوب میاری و خبر نداشت اون مثلا اشوب نتیجه ی تلاش من برای محافظت از اون بود....

برای همین دل بود که بهش نگفتم تو توی نگاه من, یه فرشته ای که فقط یه عیب داره و اونم اینه که خیلی ساده است....اونقدر ساده که نمیتونه یه بار برای همیشه به محبت یه نفر ایمان بیاره و هر آن با هر حرف و حادثه ای آماده ی شک کردنه....

بهش نگفتم هر چند که حالا تو اونقدر آدم توی زندگیت داری که من دیگه شخص اول زندگی تو نیستم اما تو هنوزم همون جایی هستی که بودی.....


عمیق....

جمعه, ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ۰۴:۵۷ ب.ظ
که از غماش فقط تو خبر داری و از شادی هاش همه ی شهر به جز تو.....


لحظه....

يكشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۰ ب.ظ

امشب که دور تا دور یه میز بزرگ نشسته بودن و یکی داشت ضجه میزد که اگه دلتون شکست برای ما هم دعا کنید....امشب با خودم فکر کردم چه دعایی بکنم؟ اصلا من اونجا کی بودم؟ چی کار داشتم...من که مثل اون آدما نبودم....من چرا داشتم سینه میزدم؟

اصلا چند وقته دعا نکردم...یعنی شده ارزویی برای خودم یا کسی از ذهنم بگذره اما مخاطبی نداشته اون دعا....

من امشب مثل همیشه خواستم که دستی به داد هر آن کس که مستاصل شده برسه....زندگی خیلی وقتا سخته اما یه وقتی سختی به استیصال و بی جوابی میرسه....

یه سری آرزوها بزرگ نیستن زیاد اما لازمن....مثلا آرزوی داشتن شغل و درامد برای یه پسر جوون که میخواد غرور داشته باشه...میخواد از نیروی جوونیش برای ذخیره روز پیریش استفاده کنه....میخواد همه محبت و نیازش رو در کنار یه همراه استفاده کنه.....

اگه هی تلاش کنه اما بی جواب بمونه هی درجا میزنه....نمیتونه بره مرحله ی بعد که رشد بیشتری بکنه....میمونه....فسیل میشه....ناتوان و زبون میشه...خودشم خودشو باور نداره دیگه.....

خدایا....اگه راسته که ما رو خلق کردی که رشد کنیم و دنیا رو کشف کنیم....اگه راسته که خلقمون کردی که بالنده بشیم نه دردمند و نیازمند....کمکمون کن وقتی که دستامون زخمیه پشت درهای بسته اما کاری از پیش نمیره....کمکمون کن که امید به حمایت تو جای قرصای رنگ و وارنگ ضد افسردگی و ناتوانی رو بگیره. 

خدایا....نذار نیازهامون رو فریاد بزنیم جلوی غیر، از سر هول و هراس.....نذار جز تو کسی بفهمه پشت این همه درایت و تلاشمون ترس هایی نهان هست که روحمون رو میخوره.....

خدایا....کمک کن که اروم با تو...با اعتماد به تو....بریم این راهو....

لحظه....

پنجشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۴۴ ب.ظ
بی تو نه کار و بارِ دنیا لنگ میشه....
نه بین زمین و آسمون جنگ میشه....
فقط این دل با صاحابِ منه که برات تنگ میشه....

پ.ن. همه میگن ادما تنها نمیمونن...میگن هر وقت تنها بشی حتما یه عده ادم بهتر میان که جاشونو پر میکنن....اما من که یک بار تا مغز استخون تو تنهایی مُردم....چه طور باور کنم؟

انچه بر ما رفت....

سه شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۳۷ ب.ظ

گفتن اگه سیم دلمونو وصل کنیم و حرفامونو بهت بگیم بی جواب نمیمونیم....

حرفامونو بهت گفتیم...