طرحی از یک زندگی...

۴۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

حوالی ایستگاه رنگین کمان...

دوشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۰۳ ب.ظ

صبح زود کار اداری داشتم...

استاد هم پیام میداد که کی میای دانشگاه...

ظهر رسیدم اتاق استاد...

عصر یه دوست ایرانی اومد و با چشمای بسته از روزه حرف زدیم با هم...

بعد خوابیدم و در واقع رفتم کاملا...

دم اذان پا شدم....ظرف غذامو گرم کردم و اومدم دانشگاه....

چای و خرما و غذا خوردم....

حالا نشستم غرق در فکر....فکر اینکه فردا تعصیله اما من باید تا شب دانشگاه باشم و کار کنم...

فکر روزای بعدی...

فکر اینکه هر جا که بی تو رفتم..انگار که نرفتم....