طرحی از یک زندگی...

۳۶ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

درد بزرگیه که تو باشی اما تو راه زندگی من نباشی...
من کجای دنیا رو گرفتم بی تو....
۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۱۰
الی

هیچ وقت تو کتم نمیره که یه زمانی هم باید تسلیم بشی...

اینقد میمونم و زور میزنم که کف دستام تاول میزنه...

تو بدترین شرایط هم ته دلم فک میکنم دروغه...

فک میکنم چند دقیقه دیگه ورق برمیگرده...


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۱۳
الی
اگه وقتی که میخوای ازدواج اولت رو بکنی خوب چشمات رو باز نکنی یا گول بخوری، 
بعد که بعد از کلی رنج کشیدن طلاق گرفتی، نمیتونی انتظار داشته باشی همون خواستگارای وقت مجردی بیان حلوا حلوات بکنن....
هیچ کی دنبال درد سر نمیگرده...
حتی اونی که تو رو مثلا خیلی دوست داره....
 
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۸:۲۱
الی

با آن همه نیاز که من داشتم به تو،پرهیز عاشقانه ی من ناگزیر بود. 

من بارها به سوی تو باز آمدم،ولی هر بار دیر بود...

اینک من و تو ایم؛ دو تنهای بی نصیب،

هریک جدا گرفته رهِ سرنوشت خویش...

سرگشته در کشاکشِ طوفانِ روزگار،

گم کرده همچو آدم و حوا بهشت خویش...


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۰۵
الی

چند وقت پیش داشتم به مفهوم بهشت فکر میکردم...

با خودم فکر کردم بهشت قطعا کلیتش شبیه دنیا نیست....

چه طور ممکنه در کنار آدم هایی که اصلا منطقشون رو نمیفهمی زندگی کنی و خوشبخت باشی؟

پریشب یکی حالش بد بود و میگفت ازینکه تو گروه فامیلیمون منطق بعضیا در دفاع از کاندیدای ایکس رو میشنوم و برام خنده داره اعصابم خورد میشه....امروز یکی نوشته بود ازینکه میبینم ادمای قرتی و بازیگرا جمع شدن برای دفاع فلان کاندیدا خوشم نمیاد و حالم بد میشه....

من از کل ماجرا فقط اون بد حال شدن از نفهمیدن آدمها رو میفهمم و حالم ناخوش میشه....

ازین همه با زبان سلیس حرف زدن با آدم ها و به نتیجه نرسیدن...

با زبان سلیس حرف زدن با اون و به نتیجه نرسیدن....

اب در هاون...اب در هاون....اب در هاون.....

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۴۴
الی