طرحی از یک زندگی...

۴۲ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

من وقتی ترانه گوش میدم به شدت به متن ترانه ها توجه میکنم....و در واقع بیشتر از اهنگ حس اون شعر من رو تحت تاثیر قرار میده. یکی از زیباترین و دقیق ترین ترانه هایی که شنیدم یه ترانه از معین به نام خونه هست که تقدیمش میکنم به همه تازه متاهل شده ها و همه کسایی که خوشبخت کردن هم نشین هاشون براشون اهمیت داره توی زندگی....
اینم متن ترانه: 

گلای خشک تو گلدون، خبر از درد میده 
خبر از جدایی و زندگی سرد میده
وقتی با شوق فراوون به خونه رو می آرم
به من آزار تو فرمان عقب گرد میده
نذار ساز زندگیمون خشن آهنگ بشه
یه کاری کن یه کاری کن واسه خونه دلم تنگ بشه

خونه آخرین پناه واسه ی خستگیهام
خونه آخرین امیده واسه دلبستگیهام
منِ خسته واسه گفتگو یه همراز می خوام
واسه پر کشیدنام، رفیق پرواز می خوام
نذار ساز زندگیمون خشن آهنگ بشه
یه کاری کن یه کاری کن واسه خونه دلم تنگ بشه
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۵۵
الی

پاسخ بده ازاین همه مخلوق چرا من؟

تا شرح دهم،از همه ی خلق چرا تو؟


(محمد علی بهمنی)

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۶ ، ۱۴:۲۲
الی

امشب اندوه تو بیش از همه شب شد یارم

وای از ین حال پریشان که من امشب دارم

کاش یکباره زنم خیمه به صحرای عدم

دیگر ای زندگی از روی تو هم بیزارم

قصه ی روز و شب من سخنی سخنی مختصر است

روز در خواب و خیالاتم و شب بیدارم

وه که من دیگر ازین عمر بتنگ امده ام

کیست کز لطف گشاید گرهی از کارم؟

شب و روز همه یکسان گذرد بر من ومن

اندر این دایره سرگشته تر از پرگارم

من دگر درس تورا ازبرم ای کهنه دبیر

تیره شد طالع رخشنده زبس تکرارم

ترک می گفتمت اربود بمن چون همه چیز

حیف در کار تو ای مرغ نفس ناچارم

ای سکوت ابدی بشنو دریاب مرا

خوشی عمر نخواهم که دهد ازارم

چون بتلخی گذرد اخر ازاین عمر چه سود

مثل است این که بودنیمنفسی بسیارم

همه گویند "گلستان جهان"وه که هنوز

دامن جان نگرفته ست کسی جز خارم


(اخوان ثالث)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۶ ، ۱۱:۴۰
الی

برگشتم....

از قصه ی همسفر بودن با آدمهایی که هرگز فکر نمیکردم با آنها همسفر شوم...

یادم باشد از روز اول و رستوران اسلامی و اتاق دابلم حرف بزنم...

بعد از عکس های کنار یکی از بزرگترین تاورهای دنیا...

بعد اشنایی با علی از مراکش...

بعد اشنایی زیبا با شا یوی از چین...با همه مهربانی و حمایتگری اش....یا غم توی چشم هایش از تنهایی اش....با خنده هاش قشنگش...

بعد هتل اخرمان وسط یه میدان خیلی خارجی....کنار یک پارک زیبا...

بعد عکسهای توی پارک کنار برج های ۱۰۰۰ ساله....my hello و همه سر سختی اش....

بعد هم خریدهایی که کردم....

منتظرم...منتظر...


۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۶ ، ۱۹:۲۸
الی

وارد کشوری بشی که باورت بر اینه که حداقل شهرای حاشیه کشور و دور از پایتختش کم امکانات تر از پایتخت خودت باشن اما ببینی متروی تمام شهرها منظم و برقرار هست و بفهمی که تصویر کلی هر کشوری رو رفتار مردمش و زیرساخت های شهریش معلوم میکنه و این بخش دنیا بیشتر تو فرهنگ مردمش مشکل داره وگرنه از لحاظ زیرساختی بسیارمنظم هست...


پ.ن. حس حمایتگری مردها ناخوداگاه به زنهای اطرافشون احساس امنیت میده. حتی اگر در حد جابجا کردن یه ساک سنگین برا یه زن غریبه باشه. دل زنها خالی میشه وقتی مردای اطرافشون این حس رو منتقل نمیکنن.

پ.ن. هر محبتی رو که به یک فردی در یک جمعی دارید نگه دارید برای ارتباط مستقل ازجمع و دو نفره تون. لازم نیست توی جمع امکانات ویژه ای رو به یه فرد خاص بدید...لازم نیست تو برنامه گروهی به همسرتون جدا تعارف کنید در امور مشترک...لازم نیست جلوی خانواده خودتون قربون قد و بالای همسرتون بشید....لازم نیست تو یه مهمونی جمعی هی یه نفر خاص رو تعارف کنید که از خودش پذیرایی کنه. مراقب باشید...

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۳۲
الی