طرحی از یک زندگی...

۲۶ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

هندیها دو تا کلمه دارن که تلفظش شبیه "کُره خر" و "کُره سگ" هست...
بعضی شبا یه هو میبینم هم ازمایشگاهیم با صدای بلند میگه "هی! کره خر!" 
میخوام برگردم بگم: "این چه طرز حرف زدنه بی ادب!!"
بعد میفهمم داره با خانوادش اسکایپ میکنه و با من نیست اصلا!!!

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۴ ، ۱۷:۱۴
الی

امروز هم باران میبارید،

از آن باران های لطیف و خنک و دوست داشتنی...

اگر وقت و دل و دماغ داشتم حتما الان یا کنار دریا ولو بودم و یا توی شهر بدون چتر میچرخیدم...

امروز صبح پا شدم و گرم کن و شلوار ورزشیم را پوشیدم و رفتم کلاس بدن سازی....

وسط کلاس خودم را توی اینه دیدم که نیشم تا بناگوش باز بود...

خیلی وقت بود که این طور بی دلیل شاد نبودم...

تنم دارد دوباره جان میگیرد، اینقدر لذت بخش است که تمام 2 ساعت کلاس را دارم از این دستگاه به ان دستگاه میپرم و کار میکنم...

بعد از کلاس رفتم اتاق که دوش بگیرم...

اینقدر وزنه زده بودم که دست و شانه هایم خسته بودند...

بخاری را روشن کردم و پرده را کشیدم و دو ساعت رفتم توی رخت خواب...

توی عالم خواب و بیداری، خواب دیدم که رفته ام خانه،

خواب دیدم که خانه مان یک بالکنی رو به حیاط دارد و من تو بالکن نشسته ام و توی دلم دارم خدا را شکر میکنم...

خواب دیدم خاله ها امده بودند که مرا ببینند...

یک چیز عجیب تر هم بود...

خواب دیدم به من گفته بود میخواهد مرا توی میدان ازادی ببیند!

خواب دیدم که میدان ازادی را دوست داشتم...

خواب دیدم که هوا خیلی خوب بود....

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۴ ، ۱۳:۰۹
الی

1. با وقارت تمام و خالصیت جهان، پام رو انداخته بودم روی اون یکی پا و سخت تمرکز کرده بودم...

کنارم هم سه تا پسر هم ازمایشگاهی داشتن با هم حرف میزدن...

یه هو نگام افتاد به ساق پام که چیزی فراتر از سیم خاردار رو به تصویر میکشید...

آبروم جلوی این ملت کم موی براق بر باد فنا رفت....


2. شاعر میگه که: همه ی دنیا نمی دیدن منو...من کنار تو تماشایی شدم...


3. و استعینو بالصبر و الصلوة و السکوت....

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۴ ، ۲۰:۴۴
الی

1. وقتی فیلم رقص اون قوتبالیست محترم رو با اون دختر ریز دیدم, فهمیدم زن های ایرانی حق دارن برن سراغ دلقک بازی و عمل و لب گوجه ای و .... 

بدسلیقگی مردامون، زن هامون رو تشویق میکنه به گند زدن...


2. نمیگم و در خود انباشته میکنم...


۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۴ ، ۱۵:۵۶
الی

یکی از عیززان از من خواسته که برایش یک داروی گیاهی برای شفاف شدن پوست پیدا کنم.

پیام داده ام به خدیجه که میشود ادرس یک فروشگاه گیاهی برای پوست و .. به من بدهی؟

پیام داده که دقیقا نام دارو را بگو تا راهنماییت کنم، وگرنه نمیتوانم.

گفتم بابا جان، طرف پوستش لکه داره، میخواد صاف شه.

پیام داده لکه داره یعنی چی؟

پیام دادم یعنی کک و مک داره!

پیام داده کی گفته کک و مک بده، خیلی از مردم پوستای کک و مکی رو خیلی دوست دارن!!!!


چه طور بهش بگم تو کشور من این حرفا چرته و تو باید سر تا پات بره زیر تیغ و لیزر و دارو...

چرا این نمیفهمه حرف من رو؟!

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۴ ، ۱۰:۱۷
الی